مسأله 1087ـ نماز احتياط که براى شک در رکعتهاى نماز به جا آورده مى شود به اين ترتيب است که بعد از سلام نماز بايد فورا نيّت نماز احتياط کند و اللّه اکبر بگويد و حمد را بخواند (و سوره را ترک کند) بعد به رکوع رود و مانند نمازهاى معمولى سجده نمايد، اگرنماز احتياط او يک رکعت است بعد از دو سجده تشهّد بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت است بعد از دو سجده يک رکعت ديگر را مثل رکعت اوّل به جا آورد و بعد از تشهّد سلام دهد.
مسأله 1085ـ کسى که نشسته نماز مى خواند اگر شکّى کند که بايد براى آن يک رکعت نماز احتياط ايستاده، يا دورکعت نشسته بخواند، بايد يک رکعت نماز نشسته به جا آورد و اگر شکّى کند که بايد براى آن دو رکعت نماز احتياط ايستاده بخواند بايد دو رکعت نشسته به جا آورد، همچنين در ساير شکها.
مسأله 1084ـ هرگاه مى داند در وسط نماز شکّ کرده، امّا نمى داند مثلاً شکّ دو و سه بوده، يا دو و چهار، احتياط واجب آن است که به دستور هر دو عمل کند و نماز را نيز اعاده نمايد.
مسأله 1083ـ هرگاه شکّ او از بين برود و شکّ ديگرى به جاى آن پيدا شود، بايد به شکّ دوم عمل کند، مثلاً اگر شک در ميان دو و سه بود، بعد يقين کرد سه رکعت را خوانده و شکّ ميان سه و چهار کرد، بايد به دستور شکّ سه و چهار عمل کند.
مسأله 1082ـ هرگاه مشغول تشهّد است، يا وارد رکعت بعد شده و شک کند آيا دو سجده را به جا آورده يا نه و در همان موقع يکى از شکهايى که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتّفاق بيفتد صحيح است براى او پيش آيد (مثلاً شک ميان دو و سه) بايد بنا بگذارد که سجده ها را به جا آورده و به دستور شک عمل کند و نمازش صحيح است، ولى اگر قبل از گذشتن از محلّ سجده شک کند نمازش باطل است.
مسأله 1080ـ هرگاه در ابتدا گمانش به يک طرف قرار گرفت و بعد هر دو مساوى شد و حالت شک پيدا کرد، بايد به دستور شک عمل کند و بعکس اگر نخست حالت شک داشت و بعد گمانش بيشتر به يک طرف شد، بايد مطابق گمان عمل کند، ولى اگر شک از شکهايى است که نماز را باطل مى کند و پا برجا شد بايد نماز را از سر گيرد و مبدّل شدن آن به ظن اثرى ندارد.
مسأله 1069ـ اگر امام جماعت در عدد رکعتهاى نماز شک کند، مثلاً نداند سه رکعت خوانده يا چهاررکعت هرگاه مأموم بداند چهار رکعت خوانده با علامتى به امام مى فهماند و امام بايد مطابق آن عمل کند و بعکس اگر امام مى داند چند رکعت خوانده، ولى مأموم شک مى کند، بايد از امام پيروى کند و به شکّ خود اعتنا نکند.
مسأله 1066ـ هرگاه انسان شک کند کثيرالشّک شده يا نه بنا مى گذارد بر اين که کثيرالشّک نشده و بعکس اگر کثيرالشّک بوده، تا يقين نکند به حال معمولى برگشته، بايد به شکّ خود اعتنا نکند.
مسأله 1065ـ کسى که فقط در يک مورد نماز زياد شک مى کند (مثلاً در حمد و سوره) چنانچه در چيزهاى ديگر شک کند بايد به دستور شک عمل نمايد، تنها درموردى که زياد شک مى کند اعتنا نخواهد کرد، همچنين اگر کسى در نماز معيّنى مانند نماز صبح زياد شک مى کند، فقط در آن بايد اعتنا نکند و نيز اگر کسى در مکان مخصوصى ( مثلاً وقتى در ميان جمع نماز مى خواند) زياد شک مى کند فقط در همان جا اعتنا به شکّ خود نمى کند.
مسأله 1077ـ چنانچه گفته شد شک در عدد رکعتهاى نمازهاى چهار رکعتى در نُه صورت صحيح است:
اوّل ـ شک ميان «دو و سه» بعد از سر برداشتن از سجده دوم: بايد بنابگذارد که سه رکعت خوانده و يک رکعت ديگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز، يک رکعت نماز احتياط ايستاده به دستورى که بعداً گفته مى شود به جا آورد و اگر در سجده دوم بعد از ذکر واجب شک کند بنا بر احتياط واجب همين دستور را عمل کند، بعداً نماز را هم اعاده نمايد (اين حکم در تمام مواردى که شک بايد بعد از تمام کردن سجده دوم باشد جارى است).
دوّم ـ شک ميان «سه و چهار»: که در هر جاى نماز باشد بنابر چهار مى گذارد و نماز را تمام کرده و بعداًزآن يک رکعت نماز احتياط ايستاده، يا دو رکعت نشسته، به جا مى آورد.
سوم ـ شک ميان «دو و چهار» بعد از سر برداشتن از سجده دوم: که بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد دو رکعت نماز احتياط ايستاده بخواند.
چهارم ـ شک ميان «دو و سه و چهار» بعد از سر برداشتن از سجده دوم: بايد بنا را بر چهار بگذارد و بعد از نماز، دو رکعت نماز احتياط ايستاده، سپس دو رکعت نشسته به جا آورد.
پنجم ـ شک ميان «چهار و پنج» بعد از سر برداشتن از سجده دوم: بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى کند و بعد از آن دو سجده سهو به جا مى آورد.
ششم ـ شک ميان «چهار و پنج» در حال ايستاده: بايد بنشيند تا شک او تبديل به سه و چهار شود و بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى کند بعد يک رکعت نماز احتياط ايستاده، يا دو رکعت نشسته به جا مى آورد و احتياط واجب آن است که نماز را نيز اعاده کند.
هفتم ـ شک بين «سه و پنج» در حال ايستاده: بايد بنشيند و شک او به دو و چهار برمى گردد، بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى کند، سپس دو رکعت نماز احتياط ايستاده به جا مى آورد و بنابر احتياط واجب اصل نماز را نيز اعاده مى کند.
هشتم ـ شک بين «سه و چهار و پنج» در حال ايستاده: بايد بنشيند و شک او به دو و سه و چهار برمى گردد، بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تکميل کرده، سپس دو رکعت نماز احتياط ايستاده و بعد دورکعت نشسته به جا مى آورد و احتياطاً اصل نماز را اعاده مى کند.
نهم ـ شک ميان «پنج و شش» در حال ايستاده: بايد بنشيند و شک او به چهار و پنج بر مى گردد، نماز را تمام کرده و دو سجده سهو به جا مى آورد و بنابر احتياط اصل نماز را اعاده مى کند.
مسأله 1074ـ در نمازهاى مستحبّى بنابر احتياط واجب بايد به ظنّ و گمان خود عمل کند، تا آنجا که نماز را باطل نمى کند، مثلاً اگر گمانش به دو رکعت مى رود بنا بر آن بگذارد و اگر گمانش به سه رکعت مى رود بايد بنا بر همان دو بگذارد.
مسأله 1073ـ شک در افعال نماز مستحب با نماز واجب فرق ندارد، مثلاً اگر شک در حمد يا رکوع کند چنانچه محل آن نگذشته است بايد به جا آورد و اگر محلّ آن گذشته است اعتنا نکند.
مسأله 1071ـ هرگاه در عدد رکعتهاى نماز مستحبّى شک کند مخيّر است بنا را بر کمتر بگذارد يا بيشتر، مگر اين که طرف بيشتر، نماز را باطل کند که در اين صورت بنا را بر کمتر مى گذارد، مثلاً اگر شک ميان يک و دو کند مخيّر است بنا را بر يک يا دو بگذارد، امّا اگر شک در ميان دو و سه کند حتماً بنا را بر دو، مى گذارد.
مسأله 1064ـ منظور از اعتنا نکردن به شک اين است که آن طرف را که به نفع اوست بگيرد، مثلاً اگر شک کند سجده يا رکوع را به جا آورده، بنا بگذارد که به جا آورده است، هرچند از محل آن نگذشته است، يا اگر شک کند نماز صبح را دو رکعت خوانده يا سه رکعت، بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است.
مسأله 1063ـ هرگاه به خاطر يک حالت فوق العاده مانند بيمارى، غضب يا مصيبت موقّتاً گرفتار حالت کثرت شک شود بايد به شکّ خود اعتنا کرده و مطابق احکام آن رفتار کند.
مسأله 1059ـ هرگاه بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز را خوانده يا نه يا حتّى گمان کند نخوانده است، به شک اعتنا نکند، ولى هرگاه پيش از گذشتن وقت نماز شک کند، بايد نماز را به جا آورد، حتّى اگر گمان دارد نماز را خوانده کافى نيست.
مسأله 1058ـ هرگاه بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحيح بود يا نه خواه شک مربوط به عدد رکعتهاى نماز باشد يا شرايط نماز، مانند قبله و طهارت و يا اجزاى نماز مانند رکوع و سجود، به شکّ خود اعتنا نمى کند.
مسأله 1057ـ هرگاه شک کند که «سلام» نماز را گفته يا نه يا شک کند درست گفته يا نه چنانچه وارد نماز ديگرى شده، يا مشغول کارى است که نماز را به هم مى زند،و از حال نمازگزار بيرون رفته بايد به شکّ خود اعتنا نکند و اگر پيش از اينهاست بايد برگردد و سلام را بگويد.
مسأله 1056ـ هرگاه بعد از گذشتن محل، شک کند و طبق دستور، اعتنا نکرده و بگذرد، بعد متوجّه شود که آن عمل مشکوک را انجام نداده، هرگاه وارد رکن بعد نشده بايد برگردد و به جا آورد و اگر وارد رکن بعد شده نمازش صحيح است، مگر آن که آن جزء مشکوکى که ترک شده رکن باشد.
مسأله 1055ـ هرگاه قبل از گذشتن محل، شک کند و برگردد و به جا آورد، بعد معلوم شود آن جزء را انجام داده بود و بار دوم اضافه بوده، اگر رکن باشد نمازش باطل مى شود و اگر رکن نباشد صحيح است.
مسأله 1054ـ کسى که نشسته يا خوابيده نماز مى خواند هرگاه موقعى که حمد و تسبيحات مى خواند شک کند سجده يا تشهّد را به جا آورده يانه، بايد اعتنا نکند، امّا اگر پيش از آن که مشغول حمد و تسبيحات شود شک کند بايد به جا آورد.
مسأله 1053ـ اگر در حال برخاستن شک کند تشهّد را به جا آورده يا نه يا در حالى که به سجده مى رود شک کند رکوع را به جا آورده يا نه احتياط واجب آن است که برگردد و به جا آورد.
مسأله 1051ـ هرگاه در آيات حمد يا سوره شک کند، مثلاً موقعى که وارد آيه دوم شده شک کند آيه اوّل را خوانده يا نه يا وارد کلمه اى از يک آيه شده، شک کند کلمه قبل را خوانده بايد بنابر احتياط برگردد و آن را به قصد قربت به جا آورد و بعد دنبال آن را ادامه دهد.
مسأله 1050ـ هرگاه در اثناء نماز بعد از گذشتن محل چيزى، شک کند آن را به جا آورده يا نه مثل اين که بعد از داخل شدن در رکوع، شک در حمد و سوره کند و يا بعد از ورود در سجده شک در رکوع کند، در هيچ يک از اين موارد نبايد به شکّ خود اعتنا کند، خواه جزء بعدى رکن باشد يا غير رکن.
مسأله 1049ـ شکهايى که نبايد به آنها اعتنا کرد به شرح زير است:
1ـ شکّ بعد از محل
2ـ شکّ بعد از سلام
3ـ شکّ بعد از گذشتن وقت نماز
4ـ شکّ کثيرالشّک يعنى کسى که زياد شک مى کند.
5ـ شکّ امام و ماموم
6ـ شکّ در نمازهاى مستحبّى و شرح هر يک از اينها در مسائل آينده مى آيد.