مسأله 1861ـ منافعى که مال را براى آن اجاره مى دهند چند شرط دارد: 1ـ حلال بودن، بنابراين اجاره دادن مغازه يا ماشين براى شراب فروشى يا حمل شراب باطل است. 2ـ پول دادن در مقابل چنان منفعتى در نظر مردم بيهوده نباشد. 3ـ اگر آن مال فايده هاى مختلفى دارد بايد معيّن کنند براى کدام فايده آن را اجاره مى دهند، مثلاً حيوانى که به درد سوارى و باربرى هر دو مى خورد بايد معيّن کنند که اجاره آن براى کدام يک از اين دو است، و اگر هر دو در نظر باشد باز بايد روشن سازند. 4ـ بايد مدّت اجاره را نيز معيّن کنند.
مسأله 1858ـ مالى را که اجاره مى دهند چند شرط دارد: 1ـ بايد معيّن باشد، بنابراين اگر بگويد: يکى از خانه ها يا يکى از اتومبيلهاى خود را اجاره مى دهم صحيح نيست. 2ـ مستأجر بايد آن را ببيند يا مالک اوصاف آن را کاملاً بيان کند. 3ـ تحويل آن ممکن باشد، پس اجاره دادن اسبى که فرار کرده و مستأجر قادر بر گرفتن آن نيست باطل است. 4ـ آن مال به واسطه استفاده کردن از بين نرود، بنابراين اجاره دادن نان و ميوه صحيح نيست. 5ـ استفاده اى که مال را براى آن اجاره داده اند ممکن باشد، پس اجاره دادن زمين براى زراعت، در صورتى که قابل زراعت نباشد يا آب کافى نداشته باشد باطل است. 6ـ چيزى را که اجاره مى دهد ملک او باشد، يا وکيل و ولى در اجاره آن باشد.
مسأله 1796ـ هرگاه جنسى را نقد بفروشند هر کدام از خريدار و فروشنده بعد از معامله مى تواند جنس يا پول خود را مطالبه کند و آن را تحويل بگيرد، تحويل دادن خانه و زمين و مانند اينها به اين است که آن را طورى دراختيار خريدار بگذارند که بتواند در آن تصرّف کند و تحويل دادن اشياء منقول مانند فرش و لباس به اين است که آن را طورى در اختيار خريدار بگذارند که اگر بخواهد به جاى ديگرى ببرد مانعى نباشد.
مسأله 1764ـ خريد و فروش چيزهايى که از قمار يا دزدى يا معاملات باطل به دست آمده، حرام و باطل است و تصرّف در آنها جايز نيست و اگر کسى آن را بخرد بايد به صاحب اصلى اش بازگرداند و اگر صاحب اصلى اش را نمى شناسد به دستور حاکم شرع عمل کند.
مسأله 1759ـ خريد و فروش مال غصبى نيز حرام و باطل است و فروشنده بايد پول را به خريدار برگرداند، ولى خريدار حق ندارد آن مال غصبى را به غير صاحبش بدهد و اگر صاحب آن را نمى شناسد بايد به نظر حاکم شرع عمل کند.
در مواردی مثل اینکه مضاربه مقید به تجارت خاص باشد، اگر عامل سرمایه را در تجارت دیگر به کار گیرد و یا در مضاربه مطلق، در سرمایه تعدی و تفریط کند، مستحق تعزیر است؟
میتی ثلث اموال را در کار خیر وصیت کرده و دو وصی و ناظر خانه ای را در مشهد به این عنوان جهت زوار نیازمند از بستگان خریداری کرده است آیا باید این خانه را وقف کنند و در این صورت وقف و تعیین متولی با کیست در صورتی که میت دو وصی و یک ناظر تعیین کرده است حال تکلیف چیست؟
اگر انسان برای حفظ جان یا آبروی خود یا مسلمانی و همچنین مالی که نگهداریاش واجب است مجبور به قسم دروغ به بیزاری و براعت از خداوند و دین اسلام که درهرصورت حرام است باشد آیا در اینگونه موارد اینگونه قسم خوردن واجب است؟ آیا قسم خوردن دروغ برای حفظ آبرو و جان فقط مؤمن موردی ندارد یا برای همه انسانها مجاز است؟
واقفی 2ساعت آب را جهت تولیت حمام وقف می کند نظر به اینکه در قدیم روستا دارای حمام عمومی بوده است و آب حمام که برای شستشو مورد استفاده می گرفته به همراه یک قطعه زمین وقف نموده است و هر کسی که تولیت حمام را بر عهده می گرفته است برای امورات زندگی از آن استفاده می کرده است حال چند سالی است که حمام بلا استفاده قرار گرفته است و هر کسی در منزل خود حمام دارد این آب و زمین به پسر واقف بصورت اجاره داده شده است حال وجوهات که از اجاره جمع شده است کجا مصرف شود ؟ و با توجه به اعتراض دیگر افراد خانوادهِ واقف مبنی بر واگذاری وقف به شخص دیگری این موضوع چگونه بایستی حل گردد ؟
آیا ولی ( پدربزرگ ) میتواند با توجه به مصلحت مولی علیه که نوه خود می باشد تمام و یا مقداری از پول دیه تصادف که بر اثر آن نوه او عقل معاش را از دست داده را وقف نماید یا باید نزد خود امانت نگه دارد تا بعد از مرگ مولی علیه به وراثش بدهد؟
اگر مالی رو از کسی دزدیده باشند و به دروغ گفته باشند که ندارند معادلش رو جبران کنند و با مقدار کمتری طرف رو راضی کرده باشند و رضایت گرفته باشند آیا رضایت درست است و از دوش فرد برداشته شده؟
فردی انگشترم را بدون اجازه من برداشته، بعد چهارماه انگشتر را برگردانده، این انگشتر را دیگر به قیمت قبلا نمیخرند، ایا میتوانم بگویم باید پول انگشتر را بدهید؟
ما چند عدد بلوک ساختماني که متعلق به خودمان بود را در کوچه جلوي درمان گذاشتيم، همسايه ما بعد مدتي درون اين بلوکها عسلي ديده بود و آن راکنده بود بدون اجازه ما و ما هم از وجود عسل بي اطلاع بوديم حکم اين عسل براي همسايه چيست؟بايد برگرداند يا نه؟
ميدانيم كه شأن مثلا فردي كه مثلا فرزند يك كارگر ساده هست فرق ميكند با شأن كسي كه مثلا فرزند مدير يك شركت است زيرا در آمد آن شخص بيشتر است حال فرض كنيد شخصي در آمد بسيار عالي داشته باشد اما آن در آمد حرام باشد و حلال نباشد آيا همينكه آن درآمد را دارد شأن او و فرزندش بالاتر ميرود با توجه به اينكه از نظر عرفي در هر حال در آمد بسيار دارد و مدير شركت است حتي اگر مدير شركت بودنش حقش نيست و يا پولي كه در مي آورد حرام باشد؟
اگر در مهریه ای ذکر شده باشد که مهر 50 سکه به قیمت دو میلیون تومان حال سوال این است که آیا برای پرداخت مهریه قیمت 50 سکه به قیمت روز معتبر است یا دو میلیون تومان؟
بنده 200هزار تومان پول داشتم نذرکردم اگر کارم درست شد بدهم برای کمک به فلانی، اما مادرم مریض شد و پول نداشت دادم به مادرم، میخواستم بدانم باید چه کار کنم ؟
شخصی نذرکرده که اگر مریضم خوب شد گوشواره ام را به مسجد بدهم بعد تصمیم گرفته گوشواره را زودتر بدهد تا شاید مریضش شفا پیدا کند اما مریض فوت کرده و شخص میخواهد گوشواره را پس بگیرد آیا میتواند این کار را انجام بدهد؟
هنگام عبور از جاده بودیم که یک گوسفند ماده رادیدیم،آن گوسفند دور بر هیچ گله یا روستایی نبود که صاحبش راپیدا کنیم، گوسفند را بردیم برای خودمان، از آن گوسفند یک بره نر بدنیا آمده و ما آن را نذر کردیم؛ حکم این نذر چیست؟
دایی من میخواهد از همسرش جدا بشود همسرش به عنوان مهریه میخواهد اموالش را بگیرد دایی هم از من خواسته تا مدت خاصی ماشینش را به نام من کند تا به همسرش ندهد .میگوید من نمیتونم حالا حالاها ماشین بخرم، من هم بخاطر خدمات زیادی که برایمان انجام داده قبول کردم،حالا خیلی میترسم و عذاب وجدان دارم که نکند گناه باشد از طرفی دایی در خانه زندایی زندگی میکرد و طبقه بالای خانه را خودش ساخت و زندایی آن را فروخت و پولش را واسه خودش برداشت، من که به دایی گفتم میترسم و شاید گناه باشد، میگوید پس حق من چی میشود؟ و گفت من میخواهم مهریه اش را بدهم اما قسطی، نمیخواهم حقش را بخورم ، اما یک چیز دیگر این است که بعد امضاء متوجه شدم دایی از بزرگهای محل امضاء گرفته که ماشین را سال گذشته به نام من زده که دروغ است و امسال و چند روز پیش اینکار را کرده، میخواستم اگر ممکن است راهنماییم کنید.
چند سالی است این شرط (استطاعت طریقی : یعنی نبودن مانعى در راه و عدم وجود ترس از خطرو ضرر بر جان و عرض و مال خویش) وجود ندارد؛ چرا وجوب حج برداشته نشده است؟
آياشخص طلبکار ميتواند بدون اجازه بدهکار طلب خود را از مال وي بردارد (بدهکار حاضر به پرداخت بدهی خود نباشد) مثلا شخصی درخانه اي زندگي ميکند و حاضربه پرداخت کمک هزينه براي آب، برق و... نيست،آيا ميشود نوه ها بدون اجازه وي ازمالش به مقدار نياز براي پرداخت قبوض بردارند؟