عدم جواز تصرّف در مال مشمول خمس

عدم جواز تصرّف در مال مشمول خمس

مسأله 1516ـ انسان تا خمس مال را ندهد نمى تواند در آن تصرّف کند و نيّت دادن خمس به تنهايى کافى نيست، همچنين نمى تواند خمس را به ذمّه بگيرد و در مال تصرّف کند و چنانچه تصرّف کند کار حرامى کرده و اگر آن مال تلف شود بايد خمس آن را بدهد.
تعويض مال فطره جايز نيست

تعويض مال فطره جايز نيست

مسأله 1728ـ مالى را که به قصد فطره کنار گذارده، نمى تواند آن را با مال ديگرى عوض کند، بلکه بايد همان را براى فطره بدهد.
بجا آوردن حج از مال زکات يا سهم امام

بجا آوردن حج از مال زکات يا سهم امام

مسأله 1742ـ جايز است از مال زکات يا سهم امام بگيرند و حج به جا آورند، و اين حج، حج واجب محسوب مى شود.
اقرار به بدهى در مرض متصل به مرگ

اقرار به بدهى در مرض متصل به مرگ

مسأله 2338ـ هرگاه در مرضى که با آن از دنيا مى رود بگويد مقدارى به کسى بدهکار است چنانچه متّهم باشد که براى ضرر زدن به ورثه اين اقرار را نموده است بايد آن را از ثلث او حساب کنند و اگر متّهم نباشد از اصل مال مى دهند.
 وصيت به ثلث

وصيت به ثلث

مسأله 2337ـ هرگاه وصيّت کند ثلث مال او را نگه دارند و عايدى آن را به مصرفى برسانند بايد مطابق آن عمل شود.
صدقه مال گمشده به سيّد و غير سيّد

صدقه مال گمشده به سيّد و غير سيّد

مسأله 2211ـ در مواردى که مال را از طرف صاحب اصلى آن در راه خدا صدقه مى دهند به سيّد يا غيرسيّد مى توان داد و اگر خودش مستحق باشد خودش نيز مى تواند بردارد.
صرف نظر از مالي که کمتر از يک درهم است

صرف نظر از مالي که کمتر از يک درهم است

مسأله 2210ـ اگر مالى را که پيدا کرده کمتر از يک درهم ارزش دارد در مسجد يا جاى ديگر بگذارد و از آن صرف نظر کند اگر کس ديگرى آن را بردارد براى او حلال است.
تصرف در کفشى که به جاى کفش گمشده مانده است

تصرف در کفشى که به جاى کفش گمشده مانده است

مسأله 2209ـ هرگاه کفش کسى را ببرند و کفش ديگرى به جاى آن بگذارند، چنانچه بداند کفشى که مانده مال کسى است که کفش او را برده و اين کار عمداً انجام شده و دسترسى به آن شخص نيست، مى تواند آن را به جاى کفش خود بردارد و چنانچه دسترسى به حاکم شرع دارد از او اجازه بگيرد و هرگاه قيمت آن از کفش خودش بيشتر باشد بايد هر وقت صاحب آن پيدا شد زيادى قيمت را به او بدهد و اگر از پيدا شدن او مأيوس شود زيادى را از طرف صاحبش صدقه مى دهد، ولى اگر يقين دارد يا احتمال مى دهد کفشى که مانده مال کسى نيست که کفش او را برده، چنانچه از پيدا کردن صاحب آن مأيوس باشد بايد آن را صدقه دهد.
همراه بودن مال گمشده به هنگام وضو و نماز

همراه بودن مال گمشده به هنگام وضو و نماز

مسأله 2208ـ هرگاه مالى را که پيدا کرده موقع وضو گرفتن و نماز خواندن همراه داشته باشد، در صورتى که قصدش اين است که آن را به اين وسيله حفظ کند تا به دستور شرع درباره آن عمل نمايد اشکالى ندارد.
اموال گمشده فاسد شدنى

اموال گمشده فاسد شدنى

مسأله 2207ـ هرگاه مالى پيدا کند که اگر بماند فاسد مى شود مانند بسيارى از غذاها و ميوه ها بايد تا مدّتى که فاسد نمى شود آن را نگه دارد، بعد قيمت کند و خودش آن را مصرف نمايد يا بفروشد و پولش را نگه دارد و اگر صاحب آن پيدا نشد از طرف او صدقه دهد و احتياط مستحب آن است که اگر دسترسى به حاکم شرع دارد از او اجازه بگيرد.
تلف شدن مالي که پيدا کردن آن را اعلان نکرده

تلف شدن مالي که پيدا کردن آن را اعلان نکرده

مسأله 2206ـ مالى که پيدا کرده اگر قيمت آن يک درهم يا بيشتر باشد چنانچه اعلان نکند و آن را در مسجد يا جاى ديگرى که محلّ اجتماع مردم است بگذارد و از بين برود، يا ديگرى آن را بردارد کسى که آن را در آغاز پيدا کرده است ضامن است.
چگونگى اعلان

چگونگى اعلان

مسأله 2205ـ بايد درموقع اعلان کردن طورى بگويد که نشانه هاى آن روشن نشود و اگر کسى آمد و نشانه هاى آن را داد بطورى که اطمينان حاصل شد مال اوست بايد به او بدهد، ولى لازم نيست نشانه هايى را که بيشتر اوقات صاحب مال هم ملتفت آن نيست بگويد.
مالى که به گمان اينکه مال خودش بوده برداشته

مالى که به گمان اينکه مال خودش بوده برداشته

مسأله 2204ـ هرگاه مالى را پيدا کند و به گمان اين که مال خود اوست بردارد، بعد بفهمد مال او نيست، نمى تواند آن را در همان جا بيندازد، بلکه بايد مطابق دستورى که گذشت تا يک سال اعلان نمايد و اگر با پاى خود آن را تکان دهد اين حکم را ندارد، هر چند خود اين کار اشکال دارد.
لقطه حرم مکه

لقطه حرم مکه

مسأله 2195ـ احتياط واجب آن است که اگر در حرم مکّه مالى که قيمت آن به اندازه يک درهم يا بيشتر است پيدا کند آن را برندارد.
منافع مال مورد رهن

منافع مال مورد رهن

مسأله 1969ـ منافع چيزى را که گرو مى گذارند مانند شير حيوان و ميوه درخت، مال صاحب مال است.
اگر مال در اثناء سال از بين برود

اگر مال در اثناء سال از بين برود

مسأله 2203ـ هرگاه در اثناء سال که مشغول اعلان کردن است مال از بين برود ضامن نيست، مگر اين که در نگهدارى آن کوتاهى يا زياده روى کرده باشد.
اگر کودک نابالغ مالى را پيدا کند

اگر کودک نابالغ مالى را پيدا کند

مسأله 2202ـ هر کودک نابالغى مالى را پيدا کند احتياط واجب آن است که ولىّ او اعلان نمايد و چنانچه تا يک سال صاحب آن پيدا نشد مطابق يکى از دستورهاى چهارگانه گذشته، آنچه مطابق مصلحت کودک است عمل مى نمايد.
 اگر مال را به عنوان امانت نگه دارد و تلف شود

اگر مال را به عنوان امانت نگه دارد و تلف شود

مسأله 2201ـ هرگاه بعد از يک سال اعلان کردن، صاحب مال پيدا نشود و مال را به عنوان امانت براى صاحبش نگهدارى کند و مال از بين برود چنانچه در نگهدارى آن کوتاهى، يا زياده روى نکرده باشد ضامن نيست، ولى اگر از طرف صاحبش صدقه دهد اگر صاحبش پيدا شد و به صدقه دادن راضى نشد بايد عوض آن را به او بدهد.
 وظيفه شخص پس از يکسال اعلان و پيدا نشدن صاحب مال

وظيفه شخص پس از يکسال اعلان و پيدا نشدن صاحب مال

مسأله 2200ـ هرگاه تا يک سال اعلان کند و يا در محل اعلان شده نگهدارى شود و صاحب مال پيدا نشود، پيداکننده مخيّر است يکى از چهار کار را انجام دهد: 1ـ آن را براى خود بردارد به قصد اين که هر وقت صاحبش پيدا شد اگر آن مال موجود نيست، عوض آن را به او بدهد. 2ـ به صورت امانت براى او نگهدارى کند. 3ـ از طرف صاحبش صدقه در راه خدا بدهد. 4ـ آن را به حاکم شرع بسپارد و احتياط مستحب صدقه دادن يا سپردن به حاکم شرع است.
تحويل مال گمشده به محل مخصوص اشياء گمشده

تحويل مال گمشده به محل مخصوص اشياء گمشده

مسأله 2199ـ هرگاه در يکى از حرمهاى مقدّس، يا مساجد، محلّى براى گمشده ها تعيين شود و مردم بدانند براى پيدا کردن گمشده خود بايد به آن محل مراجعه کنند و متصدّيان آن محل مورد اعتماد باشند، کافى است که گمشده را به محلّ آن تحويل دهد و آنها تا يک سال بايد آن را نگهدارى کنند و اگر صاحب آن پيدا نشد طبق مسأله بعد عمل نمايند و اگر در بعضى از شهرها چنين محلّى براى گمشده ها در نظر گرفته شود و مردم از آن باخبر باشند وظيفه اعلان کردن با سپردن گمشده به آن محل، از دوش مردم برداشته مى شود.
يأس از ياقتن صاحب مال تا يکسال

يأس از ياقتن صاحب مال تا يکسال

مسأله 2198ـ هرگاه قبل از فرا رسيدن يک سال، از پيدا کردن صاحب آن مأيوس شود و يا از اوّل مأيوس باشد که صاحب آن را پيدا کند احتياط واجب آن است که آن مال را از طرف صاحب اصلى اش به فقير بدهد.
اعلان کتبى به جاى اعلان لفظى

اعلان کتبى به جاى اعلان لفظى

مسأله 2197ـ هرگاه به جاى اعلام کردن لفظى، اعلان کتبى در محلّى که مرکز رفت و آمد مردم است نصب کند و مردم آنجا غالباً باسواد باشند يا افراد باسواد اعلان را براى بى سوادان بخوانند و تا يک سال اعلان در آنجا بماند کافى است.
اعلان مال گمشده تا يکسال

اعلان مال گمشده تا يکسال

مسأله 2196ـ هرگاه مالى را که پيدا کرده نشانه دارد و قيمتش به اندازه يک درهم يا بيشتر است، بايد آن را تا يک سال اعلام کند (چنانچه از روزى که پيدا کرده تا يک هفته هر روز اعلام کند، بعد هفته اى يک بار تا آخر سال در محلّ اجتماع مردم کافى است) چه آن مال متعلّق به مسلمانى باشد يا کافرى که در امان مسلمانان است اعلام کردن واجب است.
مال گمشده اى که نشانه دارد

مال گمشده اى که نشانه دارد

مسأله 2194ـ هرگاه مالى را که پيدا کرده نشانه دارد ولى قيمت آن کمتر از يک درهم است(1) چنانچه صاحب آن معلوم باشد نمى تواند بدون رضايت او آن را بردارد و اگر صاحب آن معلوم نباشد مى تواند بردارد و تملّک کند و از آن استفاده نمايد و در صورت تلف شدن لازم نيست عوض آن را بدهد، بلکه اگر قصد تملّک هم نکرده باشد و بدون تقصير او تلف شود دادن عوض آن واجب نيست.
مال گمشده اى که نشانه اى ندارد

مال گمشده اى که نشانه اى ندارد

مسأله 2193ـ مال گمشده اى را كه انسان پيدا مى كند اگر نشانه اى ندارد كه با آن صاحبش معلوم شود (مانند يك اسكناس هزار تومانى) احتياط واجب آن است كه از طرف صاحبش آن را صدقه دهد و اگر خود او مستحق است مى تواند بردارد اگر مال مهمّى باشد احتياط آن است كه از حاكم شرع اجازه بگيرد.
مال غصب شده از ديوانه و صغير

مال غصب شده از ديوانه و صغير

مسأله 2181ـ هرگاه مالى را از بچّه يا ديوانه اى غصب کند، بايد آن را به ولىّ او بازگرداند و اگر به دست آن بچّه يا ديوانه دهد و از بين برود ضامن است.
امر مالک در نگهداري مال در مکاني خاص و عدم نهي از انتقال آن

امر مالک در نگهداري مال در مکاني خاص و عدم نهي از انتقال آن

مسأله 2003ـ اگر صاحب مال جايى را براى نگهدارى مال معيّن کند، ولى به امانتدار نگويد آن را به جاى ديگر نبر، چنانچه امانتدار احتمال دهد که در آنجا از بين مى رود بايد آن را به جاى ديگرى که محفوظ تر است ببرد و چنانچه مال در جاى اوّل بماند و تلف شود ضامن است.
امر مالک در نگهداري مال در مکاني خاص و نهي از انتقال آن

امر مالک در نگهداري مال در مکاني خاص و نهي از انتقال آن

مسأله 2002ـ هرگاه صاحب مال محلّى را براى نگهدارى مال خود معيّن کند و به امانتدار بگويد که بايد آن را در اينجا حفظ کنى و به جاى ديگر نبرى، امانتدار حق ندارد آن را به جاى ديگر ببرد، مگر آن که احتمال دهد در آنجا از بين مى رود و بداند چون آنجا در نظر صاحب مال براى حفظ بهتر بوده است گفته است بيرون نبر، ولى اگر نداند به چه جهت اين سخن را گفته بايد به جاى ديگر نبرد و اگر ببرد و تلف شود احتياط واجب آن است که عوض آن را بدهد.
شرايط گرو گذار و کسى که مال را گرو مى گيرد

شرايط گرو گذار و کسى که مال را گرو مى گيرد

مسأله 1966ـ «گروگذار» و «کسى که مال را گرو مى گيرد» بايد بالغ و عاقل باشند و کسى آنها را مجبور نکرده باشد و نيز بايد سفيه نباشند همچنين حاکم شرع او را به خاطر ورشکستگى از تصرّف در اموالش جلوگيرى نکرده باشد.
در صورتى که مال ميّت بيش از مخارج واجب کفن و دفن و بدهى نباشد

در صورتى که مال ميّت بيش از مخارج واجب کفن و دفن و بدهى نباشد

مسأله 1945ـ اگر مال ميّت بيش از مخارج واجب کفن و دفن و بدهى او نباشد بايد مال او را در همين راه مصرف کرد و به وارث چيزى نمى رسد.