الگوی صحیح مصرف در اسلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی

الگوی صحیح مصرف در اسلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی


انگیزه‌های مصرف / گستره مصرف / اصول و شاخصه‌های مصرف صحیح / مصارف ممنوع‌

یکی از برنامه‌های استعماری در کشورهای جهان سوم برای عقب‌نگه‌داشتن آنها این است که آنان را به سوی زندگی پرمصرف سوق دهند و به اصطلاح، الگوی مصرف را در میان آنان عوض کنند. متأسّفانه در این راه موفقیت نسبی به دست آورده‌اند.[1]

در اسلام به موضوع «مصرف» توجه ویژه‌ای شده و از انگیزه‌ها، اصول، معیارها و محدودیت‌های آن به تفصیل سخن به میان آمده است که به بخشی از آن اشاره می‌شود.[2]

انگیزه‌های مصرف

دو اقتصاد سرمایه‌داری و سوسیالیستی، با همه تفاوت‌هایی که دارند در انگیزه مصرف مشترکند. آنها اشباع خواسته‌های مادّی و غرائز نفسانی را هدف قرار داده‌اند، لذا از نگاه آنان هیچ انگیزه‌ای جز دست‌یابی به بالاترین لذت ممکن، نمی‌تواند در «مصرف» مؤثر باشد.[3] برابر این نگرش، رفاه و لذت‌خواهی، معیار همه چیز است و انسانِ اقتصادی مساوی با نیازها و خواسته‌های مادّی است که با تفکر مادّی و تربیت الحادی نمی‌تواند از لذت‌طلبی‌های خودخواهانه، رها باشد. بدین‌سان آرمان نهایی همه فعالیت‌ها و رفتارهای اقتصادی انسان، در محدوده تنگ مادّی و لذات جسمانی خلاصه می‌شود.

به همین دلیل انسان‌ها در این دو مکتب اقتصادی، در یک چرخش تکراری قرار می‌گیرند یعنی تولید می‌کنند تا مصرف کنند و مصرف می‌کنند تا تولید نمایند (تولید برای مصرف و مصرف برای تولید).

ولی در بینش دینی، که انسان دارای دو بُعد جسمی و روحی است و از حیث زمانی، وجودش به گستره ابدیّت پیوند خورده است، انگیزه‌های مصرف تنها در حوزه نیازهای مادّی خلاصه نمی‌شود، بلکه نیازها و خواسته‌های معنوی و روحی نیز در ایجاد انگیزه مصرف نقش بسزایی دارد و بلکه می‌توان گفت: هدف واقعی همان خواسته‌های معنوی است که نیازهای مادّی مقدّمه آن است.

لذا در این بینش حتی پیامبران و اولیای الهی که در اوج معنویت و عرفان هستند به نیازهای مادّی و طبیعی خویش پاسخ می‌دهند. «وَما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَیأْکُلُونَ الطَّعامَ وَیمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ؛ ما هیچ یک از رسولان را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند».[4]

بلکه حتّی آنان که از مصرف نعمت‌های الهی خودداری می‌کنند، نکوهش می‌شوند: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یوْمَ الْقِیامَة؛ بگو چه کسی زینت‌های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو اینها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند [اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولی] در قیامت خالص [برای مؤمنان] خواهد بود».[5]

ولی با وجود این، برخلاف دو مکتب اقتصادی رایج [چنان که گذشت]، تأمین نیازهای مادّی نمی‌تواند هدف نهایی انسان باشد، بلکه هدف نهایی، رسیدن به کمال و سعادت حقیقی و قرب الهی است.

لذا در قرآن در کنار امر به مصرف به تکالیف مهمّ اشاره شده که گویای وجود ارتباطِ انگیزشی میان مصرف و انجام آن تکالیف است؛ از جمله می‌خوانیم: «یا أَیهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیباتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً؛ ای پیامبران از غذاهای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید».[6] «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَاشْکُرُوا لِلَّه؛ ای افراد با ایمان از نعمت‌های پاکیزه‌ای که به شما روزی داده ایم بخورید و شکر خدا را بجا آورید».[7] «وَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیباً وَاتَّقُوا اللَّه؛ و از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌ای که خداوند به شما روزی داده بخورید و از [مخالفت] خداوند بپرهیزید».[8] «کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یوْمَ حَصادِهِ؛ از میوه آن به هنگامی که به ثمر می‌نشیند بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید».[9]

دستور به انجام اموری چون: «عمل صالح»، «شکرگذاری»، «رعایت پارسایی و تقوا» و «ادای حقوق مالی» همراه با امر به مصرف در این آیات، بیان‌گر ارتباط میان مصرف و این اعمال معنوی و ارزشی است و نشان می‌دهد که مصرف کردن در نگاه دین باید به انگیزه دستیابی به این اهداف بلند و متعالی باشد.

بلکه در نگاهی فراتر، در تعلیمات اسلامی آمده است، که حتّی برخورداری از لذّت‌های جسمانی و مادّی باید زیر چتر انگیزه قرب به خدا قرار گیرد، تا صبغه روحانیت و معنویت پیدا کرده و مشمول پاداش الهی شود.

در حدیثی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در توصیه آن حضرت به ابوذر می‌خوانیم: «لِیکُنْ لَکَ فِی کُلِ شَی ءٍ نِیةٌ حَتَّی فِی النَّوْمِ وَالْأَکْل؛ سزاوار است در انجام هر کاری حتی خواب و تغذیه، نیت شایسته‌ای (انگیزه الهی) داشته باشی».[10]

در برابر، مصرف‌هایی که با انگیزه‌هایی چون فخرفروشی، چشم‌وهم‌چشمی، خودنمایی، تجمل‌گرایی، شهوت‌رانی و خوش‌گذرانی باشد در نگاه دین امری ناپسند و مذموم است.

در حدیثی از آن حضرت می‌خوانیم که اگر کسی در ساختمان‌سازی - که یکی از مصادیق مصرف است – انگیزه‌اش اظهار وجود، خودنمایی و فخرفروشی باشد، به عذاب شدید دوزخ گرفتار خواهد شد: «... یبْنِی فَضْلًا عَلَی مَا یکْفِیهِ اسْتِطَالَةً مِنْهُ عَلَی جِیرَانِهِ وَمُبَاهَاةً لِإِخْوَانِه؛ آنکه به منظور فخرفروشی بر همسایگان و برادران دینی، زیاده از حدّ کفایت خویش خانه بسازد».[11]

گستره مصرف

نظر به تنوع نیازهای انسان، می‌توان پیرو آن مصارف را به چند بخش تقسیم کرد:

الف: ضروریات

«مصارف ضروری» به آن مقدار از کالا و خدمات گفته می‌شود که مصرف آنها برای حفظ سلامتی روحی و جسمی فرد و افراد تحت تکفلش ضرورت دارد.

همچنین هزینه‌هایی که برای آموزش و پرورش، حفظ نظم و امنیت اجتماعی، دفاع در مقابل دشمنان، مبارزه با انواع بیماری‌های خطرناک، ایجاد اشتغالات ضروری، و رفع نیازهای محرومان می‌شود، از مصارف ضروری شمرده شده و برای جامعه اجتناب ناپذیر است و بر حکومت اسلامی است که به تأمین هزینه‌های این گونه امور اهتمام جدّی داشته باشد.

امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره وظایف حاکم اسلامی می‌فرماید: «فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَی فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ ، وَ تَوْفِیرُ فَیئِکُمْ عَلَیکُمْ، وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیلا تَجْهَلُوا، وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیما تَعْلمُوا؛ اما حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را برای شما هزینه کنم و شما را بیاموزم تا از جهالت و نادانی رهایی یابید و پرورشتان دهم تا آگاه شوید».[12]

در واقع امام علیه السلام در این جمله کوتاه به چهار بُعد مهم حکومت اسلامی و حقوق ملت‌ها بر حاکمان اشاره فرموده است: 1. برنامه ریزی صحیح. 2. تنظیم عادلانه مسائل اقتصادی. 3. توجه کامل به امر آموزش. 4. توجه به امر پرورش و تهذیب نفوس و مبارزه با مفاسد اخلاقی.[13]

ب: کفاف (رفاه نسبی)

از نگاه اسلام، توسعه بر اهل و عیال، داشتن زندگی نسبتاً خوب، توأم با آرامش و راحتی و برخورداری از رفاه نسبی، نه تنها منعی ندارد، بلکه از سعادت انسان شمرده شده، و در محدوده «کفاف» تعریف شده است.

در روایتی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم می‌خوانیم: «من سعادَةِ المرْءِ المسلِمِ فی الدنیا: الجارُ الصالِحُ، والمسْکَنُ الواسِعُ والمرکَبُ الهَنِیءُ؛ از سعادت آدمی در دنیا داشتن همسایه شایسته، منزلی وسیع و مرکب راهوار است».[14]

اسلام حتی، رعایت شأن افراد را در بهره‌گیری بیشتر از امکانات تا آنجا که برای حفظ عزّت و آبرو لازم است، خارج از محدوده «کفاف» نمی‌داند. لذا در این بینش، گاهی میزان مصرف برای افرادی که از مقام و موقعیت اجتماعی خاصّی برخوردار می‌شوند، متناسب با عرف و زمان تغییر می‌کند.

از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌خوانیم: «إِنَّ أَهْلَ الضَّعْفِ مِنْ مَوَالِی یحِبُّونَ أَنْ أَجْلِسَ عَلَی اللُّبُودِ وَأَلْبَسَ الْخَشِنَ وَلَیسَ یحْتَمِلُ الزَّمَانُ ذَلِک؛ برخی از دوستان کوته‌فکر ما، دوست دارند که من روی نمد بنشینم و لباس خشن بپوشم؛ ولی زمانه آن را برنمی‌تابد».[15]

ج: مصارف غیر ارزشی

1. نیازهای برخاسته از هوی و هوس

بخش مهمّی از حیات نظام اقتصادی سرمایه‌داری مرهون نیازهایی است، که برخاسته از شهوات و هوای نفس است. آنان با تحریک امیال و غرایز، انسان‌ها را به سوی نیازهای کاذب سوق داده و مصرف‌گرایی را دامن می‌زنند و از این راه به سود سرشاری دست می‌یابند.

میل به تجمل‌گرایی، مصرف‌های ناشی از چشم‌وهم‌چشمی و اسراف و تبذیر، همه از مظاهر نیازهای برخاسته از هوای نفس است. این نوع مصرف از نگاه اسلام امری مذموم و نکوهیده است.

2. نیازهای برخاسته از تبلیغات دروغین

هم‌چنین اقتصاد سرمایه‌داری، برابرِ اصل سودطلبی بیشتر، به کمک رسانه‌های تبلیغاتی گسترده و شیوه‌های رنگارنگ، مردم را حتی در نیازهای زندگی و ضروریات، به مصرف بیشتر فرا می‌خواند.

آنان چنان بر ذهن و اندیشه مخاطبان خیمه می‌زنند که در پندار آنها نیازهای کاذبی را می‌آفرینند که در واقع نیاز نیست.

اسلام با این شیوه تبلیغات به شدت مخالف است، و با کنترل و تعدیل خواسته‌ها و نیازهای مشروع، جلو مصرف‌های بی‌رویه را می‌گیرد، زیرا هرگونه دروغ و ارائه خلاف واقع، در هر مورد از نظر اسلام، ممنوع است و در مورد بحث، نوعی «تدلیس» محسوب می‌شود.[16]

اصول و شاخصه‌های مصرف صحیح

بدیهی است اگر بنا باشد بر اساس فرهنگ اقتصادی سرمایه‌داری بر طبل مصرف‌گرایی کوبیده شود و از حاکمیت مطلق خواسته‌ها و امیالِ انسان سخن به میان آید، تولیدات یک کشور هم نمی‌تواند پاسخگوی اشتهای سیری‌ناپذیر حتی یک گروه باشد، تا چه رسد به همه افراد جامعه. اینجاست که اسلام اهرم‌هایی را برای کنترل و هدایت مصرف تعریف کرده و توازنی میان مصرف و تولید برقرار می‌سازد.[17]

اسلام دست مصرف‌کنندگان را در مصرف بازنمی‌گذارد که هرگونه بخواهند از سرمایه‌های خود استفاده کنند و به هر شیوه‌ای آنها را به مصرف برسانند؛ بلکه توصیه‌ها و دستوراتی در این باره دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود.[18]

تأکید بر اصل نیاز

نیاز انسان به غذا و لباس و مسکن و بهداشت و نظافت و تعلیم و تربیت، از جمله اصول تغییرناپذیر است.[19]

به یقین رشد فکری انسان‌ها که روح حیات و بالندگی را در کالبد جامعه می‌دمد بر اساس فعالیت‌ها و تلاش‌های کسانی است که از تغذیه مناسب برخوردارند؛ تا جایی که امام صادق علیه السلام در روایتی فرمود: «مَنْ تَرَکَهُ (اللَّحْم) أَیاماً فَسَدَ عَقْلُه؛ هر کس مدتی گوشت نخورد، عقل او ضایع می‌شود».[20]

لباس که از ضروریات زندگی است، بر اساس تعالیم اسلام، پوشیدن لباس مناسب با روزگار خود و داشتن ظاهری آراسته و نیکو حق طبیعی و مسلم آدمی است، و باعث شکوه ظاهری جامعه اسلامی است.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «فَإِیاکَ أَنْ تَتَزَینَ إِلَّا فِی أَحْسَنِ زِی قَوْمِک؛ اگر خواستی خودت را بیارایی همواره در بهترین نوع پوشاک جامعه خود را بیارای».[21]

از موارد شایسته توجه تهیه منزل مسکونی و وسیله نقلیه مناسب است که مایه سعادت و آسایش در زندگی است، و از حقوق انسان هاست.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «مِنْ شَقَاءِ الْعَیشِ ضِیقُ الْمَنْزِل؛ از مشکلات زندگی، تنگی منزل است».[22]

آراستگی و رسیدگی به ظاهر سر و صورت و استعمال بوی خوش از [نیازهای انسان] شمرده شده است. تا جایی که امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «الطِّیبُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیاءِ؛ استعمال بوی خوش از اخلاق پیامبران است».[23]

اصل میانه‌روی و اعتدال در مصرف

میانه‌روی در مصرف، از بایسته‌های مصرف و مورد تأکید اسلام است. میانه‌روی، خواه در مصرف خوراک و پوشاک و مانند آن و خواه در هزینه‌های جاری دیگر توصیه شده است. درباره میانه روی و اعتدال در مصرف، در احادیث فراوانی تعبیرات زنده‌ای دیده می‌شود که نشان می‌دهد پایه اقتصاد سالم، بر اعتدال در مصرف نهاده شده است.[24]

در روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم می‌خوانیم: «الِاقْتِصَادُ فِی النَّفَقَةِ نِصْفُ الْمَعِیشَة؛ میانه روی در مخارج زندگی نیمی از معیشت انسان را تأمین می‌کند».[25]

در حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام در غرر الحکم می‌خوانیم: «مَنْ صَحِبَ الِاقْتِصَادَ دَامَتْ صُحْبَةُ الْغِنَی لَهُ وَجَبَرَ الِاقْتِصَادُ فَقْرَهُ وَخَلَلَه؛ کسی که همنشین میانه‌روی باشد غنا و بی‌نیازی پیوسته هم‌نشین او خواهد بود و میانه روی، فقر او را جبران و مشکلات او را برطرف می‌سازد».[26]

با توجه به محدودیت منابع جهان و افزایش تدریجی نسل بشر، با الهام از دستورات یاد شده و رعایت اقتصاد و میانه‌روی در مصرف، می‌توان همگان را از مواهب طبیعی عالم بهره‌مند کرد و نسل‌های آینده را نیز از فقر و نیازمندی نجات بخشید.[27]

اصل مواسات و همدلی در تنگنای اقتصادی

واژه مواسات در اقتصاد دنیای مادّی امروز نه تنها محلّی ندارد، بلکه گاه ممکن است مورد سخریه و استهزاء واقع شود که چگونه ممکن است مردم را توصیه کنیم دیگران را در اموال خود سهیم و شریک کنند و بر سر سفره خود بنشانند؟!

در حالی که مواسات یکی از مهم‌ترین مسائل اخلاقی در برنامه‌های اسلامی است و اسلام آن را نشانه اخوت و برادری می‌شمرد.

اسلام نه تنها از بخل نکوهش می‌کند، بلکه توصیه می‌کند مسلمانان با یکدیگر مواسات در اموال داشته باشند، یعنی آن کس که توان‌گر است، افراد نیازمند را در مال خود شریک کند، و از رسیدگی و توجه به امور آنان غفلت نورزد و آنها را بر سر خوانِ نعمتی که خداوند به او داده است، به گونه گسترده‌ای فرا خواند.

امام صادق علیه السلام مواسات با نیازمندان را جزو حقوق مسلمانان بر یکدیگر شمرده: «وَالْمُوَاسَاةُ لِأَهْلِ الْحَاجَة؛ نسبت به نیازمندان مواسات نمایند».[28]

و پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم آن را علامت واقعی مؤمن دانسته است: «مَنْ وَاسَی الْفَقِیرَ مِنْ مَالِهِ وَأَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذَلِکَ الْمُؤْمِنُ حَقّا؛ هر کس فقیر را در مال خود شریک کند، و داد مردم را از خود بستاند، مؤمن راستین است».[29] امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز آن را مؤثّرترین نشانه و حافظ اخوّت و برادری میان مسلمانان می‌داند: «مَا حُفِظَتِ الْأُخُوَّةُ بِمِثْلِ الْمُوَاسَاة؛ برادری، با هیچ چیز هم‌چون مواسات حفظ نمی‌شود».[30]

امام کاظم علیه السلام در پرسشی که از مردی به نام عاصم در همین ارتباط داشته، آن را به روشنی توضیح داده است، فرمود: «کَیفَ أَنْتُمْ فِی التَّوَاصُلِ وَالتَّوَاسِی؛ نحوه محبت و رسیدگی و مواسات میان شما [مسلمانان] چگونه است؟». عاصم گفت: «عَلَی أَفْضَلِ مَا کَانَ عَلَیهِ أَحَد؛ به بهترین صورتی که تصور شود». فرمود: آیا چنین پیش آمده که اگر یکی از شما در فشار اقتصادی باشد و دسترسی به برادر مسلمانش نداشته باشد، مجاز باشد از اموال برادر مسلمانش به اندازه نیازش بردارد و صاحب مال از این کار ناراحت نشود؟ عاصم گفت: نه. فرمود: «فَلَسْتُمْ عَلَی مَا أُحِبُ فِی التَّوَاصُل؛ پس شما آن‌گونه که من دوست دارم با یکدیگر پیوند و صمیمیت ندارید».[31]

اجتناب از اسراف و تبذیر

از نمودهای میانه‌روی در مصرف، اجتناب از اسراف و تبذیر است. در اسلام از ریخت‌وپاش و زیاده‌روی در مصرف شدیداً نکوهش شده است.

درحالی‌که دنیای سرمایه‌داری امروز نه تنها دست مصرف‌کنندگان را برای مصرف بیشتر بازمی‌گذارد، بلکه با تبلیغات گسترده، مردم را به اسراف‌گرایی تشویق می‌کند، تا درآمد بیشتری را نصیب خود نماید، اسلام اسراف و تبذیر را تحریم کرده است.

شعار «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْرِفِین؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد»[32] یکی از شعارهای معروف اسلام و برگرفته از قرآن مجید است.

این مسئله به قدری اهمیت دارد که قرآن مجید تبذیرکنندگان را برادران شیطان شمرده؛ شیطانی که در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود: «إِنَ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَکانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً؛ چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطینند، و شیطان کفران [نعمت های] پروردگارش کرد».[33]

در واقع اسراف در مصرف، نوعی ناسپاسی است، همان‌گونه که شیطان به الطاف خداوند ناسپاس بود، مسرفان و مبذّران نیز با ریخت‌وپاش و تباه کردن اموال، نعمت‌های الهی را ناسپاسی می‌کنند و این در حالی است که یکی از اصول اقتصاد در دنیای امروز آن است که مصرف‌کنندگان را از طرق مختلف به مصرف بیشتر و حتی روی آوردن به اشیاء و وسایلی که یا ارزش مصرفی ندارد و یا بسیار کم ارزش است، تشویق نمایند.

در روایات اسلامی نیز رابطه میان اسراف و فقر به خوبی دیده می‌شود، چنان‌که در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می‌خوانیم: «إِنَ السَّرَفَ یورِثُ الْفَقْرَ وَإِنَّ الْقَصْدَ یورِثُ الْغِنَی؛ اسراف، فقر به بار می‌آورد و میانه‌روی غنا را در پی دارد».[34]

در روایات اسلامی به اندازه‌ای به مصرف صحیح از مواهب الهی اهمیت داده شده، که حتی در حدیث معروف دور ریختن آب اضافه و به دور انداختن هسته مفید خرما از مصادیق اسراف شمرده است. سلیمان بن صالح می‌گوید از امام صادق علیه السلام از کم‌ترین درجه اسراف سؤال کردم؟ آن حضرت فرمود: «إِهْرَاقُکَ فَضْلَ إِنَائِکَ وَأَکْلُکَ التَّمْرَ وَرَمْیکَ النَّوَی هَاهُنَا وَهَاهُنَا؛ حداقل اسراف این است که اضافه آب آشامیدنی را دور بریزی و خرما را بخوری و هسته آن را اینجا و آن جا به دور افکنی».[35]

مصارف ممنوع

در دنیای امروز قوانینی هر چند تا حدودی اخلاقی بر تولید حاکم است؛ یعنی تولیدکنندگان، محدودیت‌هایی از نظر فرآورده‌ها و کمیت و کیفیت آنها دارند؛ ولی در مصارف اموال شخصی خود کاملًا آزادند تا آنجا که گاه اموالشان را در مصارفی که با هیچ منطقی سازگار نیست، مصرف می‌کنند و کسی ممانعتی نمی‌کند. مثلًا بخش مهمی از ثروت‌های خویش را برای حیوانات خود وصیت می‌کنند و بعد از مرگ آنها حیواناتشان صاحب ثروت هنگفتی می‌شوند و کارهای دیگری از این دست. در حالی که اسلام همان‌گونه که بر تولید نظارت دقیق دارد، بر مصرف نیز نظارت می‌کند و حاکمیت اخلاق را در هر دو بخش یکسان ملاحظه می‌نماید. اسلام از جمله به امور زیر توصیه اکید کرده است:

الف: اجتناب از مصارف زیان‌آور

از نظر اسلام مصرف‌کننده هر چند که اموالش را از طریق مشروع و قانونی به دست آورده باشد، نمی‌تواند از آنها برای مصارف زیان‌آور بهره بگیرد.

در برخی از روایات تصریح شده است که مصرف امور زیان‌آور از مصادیق اسراف و غیرمجاز است.

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌فرماید: «إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِیمَا أَتْلَفَ الْمَالَ وَأَضَرَّ بِالْبَدَنِ؛ اسراف آن است که مالی مصرف شود و مضرّ به بدن باشد».[36]

همان‌گونه که در روایت معروف تحف العقول از امام صادق علیه السلام مصرف هر چیزی که برای بدن زیان آور باشد، حرام شمرده شده است: «وَکُلُّ شَی ءٍ تَکُونُ فِیهِ الْمَضَرَّةُ عَلَی الْإِنْسَانِ فِی بَدَنِهِ فَحَرَامٌ اَکْلُه؛ و هر چه در آن زیانی برای بدن انسان وجود داشته باشد، خوردن آن حرام است».[37]

ب: مصارفی که سبب تقویت دشمن می‌شود

طبق آموزه‌های دینی، مصرف اموال اگر به تقویت دشمنان اسلام بینجامد، مجاز نیست، بنابراین باید از استفاده از فرآورده‌ها و تولیداتی که سبب رونق چرخه‌های اقتصادی دشمنان و ایجاد بستر مناسب جهت سلطه اقتصادی و فرهنگی آنان می‌گردد، دوری جُست.

در حدیث معروف تحف العقول، امام صادق علیه السلام فرمود: «أَوْ یقْوَی بِهِ الْکُفْرُ وَالشِّرْکُ مِنْ جَمِیعِ وُجُوهِ الْمَعَاصِی ...، أَوْ بَابٌ یوهَنُ بِهِ الْحَقُّ فَهُوَ حَرَامٌ مُحَرَّمٌ حَرَامٌ بَیعُهُ وَشِرَاؤُهُ وَإِمْسَاکُهُ وَمِلْکُهُ وَهِبَتُهُ وَعَارِیتُهُ وَجَمِیعُ التَّقَلُّبِ فِیه؛ یا اموری که کفر و شرک در جمیع انواع معاصی با آن تقویت می‌شود... یا بابی که حق با آن سست می‌گردد چنین چیزی بیع و شراء و امساک و ملک و هبه و عاریه و تمام تصرفاتش به طور قطع حرام است».[38]

با توجه به اینکه روی عنوان امساک و هبه و عاریه و جمیع تصرفات در این روایت تکیه شده، دلیل روشنی برای مدعای ماست.

به عنوان نمونه در عصر ما مصرف اجناسی که سبب تقویت اسرائیل و شرکت‌های وابسته به محافل صهیونیست‌ها می‌شود، مجاز نیست؛ چرا که تقویت آنان، تضعیف جبهه اسلام و مسلمانان و ترویج ظلم و ستم در جهان است.[39]

ج: پرهیز از تجمّل‌گرایی در مصرف

از مهم‌ترین مسائل اخلاقی مرتبط با مسائل اقتصادی در اسلام، مسئله پرهیز از تجمّل گرایی است که یکی از بلاهای دنیای امروز است و کمیت بالایی از ثروت‌ها را به خود اختصاص می‌دهد و در واقع به بیهودگی می‌کشاند. از جمله مظاهر پیوند این مسئله اخلاقی با مصارف اقتصادی، تحریم ظروف طلا و نقره و تحریم لباس ابریشم و زینت کردن به طلا بر مردان است.

در روایت معتبری از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: «لَا یلْبَسُ الرَّجُلُ الذَّهَبَ وَلَا یصَلِّی فِیه؛ مردان از لباس زربفت [و پوشش هر نوع طلا] بپرهیزند و با آن نماز نخوانند».[40]

محدّث معروف شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعة روایات متعددی در تحریم استفاده از ظروف طلا و نقره از پیامبر اکرم و امامان اهل بیت علیهم السلام آورده است.[41]

سخن آخر

در نگاشته حاضر شرایط، ضوابط و محدودیت‌های «مصرف» از نگاه دین بازکاوی گردید و ضمن مقایسه نگاه اسلام با نگاه اقتصادهای رایج دنیا، مشخص شد که اسلام، برخلاف نظام‌های اقتصادی معمول، چگونه با ارائۀ الگوی صحیح، همه ابعاد روحی و جسمی انسان را در نظر گرفته و متناسب با آن برنامه اقتصادی اش را در حوزه مصرف، ارائه داده است.[42]

از منظر اسلام، استفاده از مواهب خداوند در عرصه‌های گوناگون زندگی نه تنها اسراف شمرده نمی‌شود، بلکه ممکن است از حقوق اولیه انسان ها، خصوصاً خانواده محسوب گردد و کوتاهی از آن مستوجب عذاب خداوند باشد.[43]

از سوی دیگر انسان آزاد نیست به هر صورتی که مایل بود مصرف کند، بلکه باید اخلاق را اعم از الزامی و غیر الزامی بر این تکاپو حاکم سازد.

به بیان دیگر او آزاد است که به شکل معقول و هماهنگ با اصول اخلاقی از اموال خود و از نعمت‌هایی که خدا در اختیار او قرار داده است، بهره‌گیری نماید.[44]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منبع:
دائرة المعارف فقه مقارن


[1] دائرة المعارف فقه مقارن، ج۲، ص۱۹۰.

[2] همان، ج‏2، ص345.

[3] ر.ک: خداوندان اندیشه سیاسى (ط - تهران)، ج3، ص1235-1242.

[4] فرقان،20.

[5] اعراف،32.

[6] مؤمنون،51.

[7] بقره،172.

[8] مائده،88.

[9] انعام،141.

[10] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج74، ص84، ح3.

[11] همان، ج73، ص149، ح4؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص347).

[12] نهج ‏البلاغه، خطبه 34.

[13] ر.ک: پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج3، ص346-347.

[14] کنز العمال (ط - بیروت)، ج11، ص92، ح30752.

[15] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج76، ص309، ح23.

[16] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص349.

[17] همان.

[18] همان، ص380.

[19] پیام قرآن، ج‏7، ص325.

[20] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏63، ص72، ح6.

[21] کافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص440، ح15.

[22] همان، ج6، ص526، ح 6.

[23] همان، ج6، ص510، ح 1؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص414).

[24] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص380.

[25] منیة المرید (ط - قم)، ص258، ح31.

[26] تصنیف غرر الحکم و درر الکلم (ط - قم)، ص354، ح8071 ؛ (پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏13، ص150).

[27] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص381.

[28] کافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص174، ح15.

[29] همان، ج‏2، ص147، ح17.

[30] غرر الحکم و درر الکلم (ط - قم)، ص690، ح126.

[31] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج71، ص231 و 232؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص384).

[32] اعراف،31.

[33] اسراء،27.

[34] کافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص53، ح8.

[35] همان، ج‏4، ص56، ح10؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص382).

[36] کافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص499، ح14.

[37] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏62، ص151، ح20؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص384).

[38] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏100، ص46، ح11.

[39] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص385.

[40] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏8، ص172، ح115.

[41] وسائل الشیعه (ط - بیروت)، ج2، ص1083، باب 66 از ابواب النجاسات؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص386).

[42] ر.ک: دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص351.

[43] همان، ص415.

[44] همان، ص387.

captcha