در تاریخ ملتها روزهایی پیش میآید که بدون ایثار و فداکاری و دادن قربانیان بسیار خطرات برطرف نمیشود، و اهداف بزرگ و مقدس محفوظ نمیماند. اینجاست که گروهی مؤمن و ایثارگر باید به میدان آیند، و با نثار خون خود از آیین حق پاسداری کنند. در منطق اسلام به این گونه افراد «شهید» گفته میشود.
اطلاق «شهید» از ماده «شهود» بر آنها یا به خاطر حضورشان در میدان نبرد با دشمنان حق است، یا به خاطر اینکه در لحظه شهادت فرشتگان رحمت را مشاهده میکنند، و یا به خاطر مشاهده نعمتهای بزرگی است که برای آنها آماده شده، و یا حضورشان در پیشگاه خداوند است؛ چنانکه در آیه شریفه «وَلا تَحْسَبَنَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون»[1] آمده است.
در اسلام کمتر کسی به پایه «شهید» میرسد؛ شهیدانی که آگاهانه و با اخلاص نیت به سوی میدان نبرد حق و باطل رفته، و آخرین قطرات خون پاک خود را نثار میکنند. درباره مقام شهیدان، آیات و روایات عجیبی در منابع اسلامی دیده میشود که حکایت از عظمت فوق العاده ارزش کار شهیدان میکند.[2]
بالاترین مقام
می دانیم که مقام شهیدان در اسلام بسیار والاست و مطابق حدیث معروف نبوی که در کتاب شریف کافی آمده است: «فَوْقَ کلِ ذِی بِرٍّ بَرٌّ حَتَّی یُقْتَلَ الرَّجُلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَیسَ فَوْقَهُ بِر؛ والاتر از هر کار نیکی کار نیک دیگری وجود دارد، تا به شهادت در راه خدا میرسد، که بالاتر از آن نیکی دیگری نیست».[3]
آرزوی شهادت
امام علی علیه السلام در آخرین جملههای نامه 53 (عهدنامه مالک اشتر) میفرماید: «وَأَنْ یخْتِمَ لِی وَلَک بِالسَّعَادَةِ وَالشَّهَادَةِ، "إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُون" وَالسلام عَلَی رَسُولِ اللَّهِ وآله الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ، وَسَلَّمَ تَسْلِیماً کثِیراً، وَالسلام؛ و از [خداوند بزرگ مسألت دارم] که زندگانی من و تو (مالک اشتر) را با سعادت و شهادت پایان بخشد "که ما همه به سوی او بازمیگردیم" و سلام و درود [پروردگار] بر رسول خدا و دودمان طیب و پاکش باد، سلامی فراوان و بسیار والسلام».
قابل توجّه است که امام افزون بر طلب سعادت، شهادت را نیز هم برای خویش و هم برای مالک از خدا میطلبد؛ دعایی که به زودی به اجابت رسید و امام در محراب عبادتش و مالک در مسیر راه مصر شربت شهادت نوشیدند.[4]
همچنین آن حضرت در آستانه جنگ با قاسطین یعنی معاویه و یارانش عرضه میدارد: «إِنْ أَظْهَرْتَنَا عَلَی عَدُوِّنَا، فَجَنِّبْنَا الْبَغْی وَسَدِّدْنَا لِلْحَقِّ، وَإِنْ أَظْهَرْتَهُمْ عَلَینَا فَارْزُقْنَا الشَّهَادَةَ، وَاعْصِمْنَا مِنَ الْفِتْنَة؛ [بار الها!] اگر ما را بر دشمن پیروز ساختی از ستمگری برکنار دار و بر راه حق استوار فرما، و اگر آنها را بر ما غلبه دادی، شهادت را نصیب ما کن و از فتنه، دورمان دار».[5]
امام علیه السلام در این دعای پر معنا در فرض غلبه دشمن، از خدا شهادت میطلبد و برکنار ماندن از فتنه را.[6]
در بخش پایانی خطبه 23 نهج البلاغه نیز، امام علی علیه السلام میفرماید: «نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ، وَمُعَایشَةَ السُّعَدَاءِ، وَمُرَافَقَةَ الْأَنْبِیاءِ؛ از خدا تقاضا میکنیم که درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی پیامبران را، به ما عنایت فرماید!».
در حقیقت، امام علیه السلام این سخن را به این منظور بیان میکند که ارزشهای اصیل الهی شناخته شود و دیگران نیز به او اقتدا کنند. آن ارزشها، ارزش شهادت و ارزش سعادت و نیز همنشینی با پیامبران است.
مراحل سهگانهای که در کلام امام علیه السلام آمده یعنی، شهادت و سعادت و همنشینی پیامبران میتواند علّت و معلول هم باشد، چرا که شهادت، سبب سعادت و سعادت، سبب همنشینی با پیامبران میگردد.[7]
همچنین در حدیثی آمده است که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم دید مردی این چنین دعا میکند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک خَیرَ مَا تُسْأَلُ فَأَعْطِنِی أَفْضَلَ مَا تُعْطِی؛ خداوندا بهترین چیزی که از تو درخواست میشود به من بده و برترین چیزی که به بندگانت عطا میکند به من عطا فرما». پیغمبر فرمود: «إِنِ اسْتُجِیبَ لَک أُهَرِیقَ دَمُک فِی سَبِیلِ اللَّه؛ اگر دعایت مستجاب شود خون تو در راه خدا ریخته خواهد شد».[8]
اولین وارد بهشت
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم چنین نقل میکند: «أَوَّلُ مَنْ یدْخُلُ الْجَنَّةَ الشَّهِید؛ نخستین کسی که داخل بهشت میشود شهید است».[9]
خدا را ستایشی گویم، که مرا در صف شهیدان قرار دهد
امام سجاد علیه السلام در آخرین جمله دعای اول صحیفه سجادیه که کامل ترین صورت حمد و سپاس الهی را منعکس میکند، عرضه میدارد: «حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِی السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِیائِهِ، وَنَصِیرُ بِهِ فِی نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُیوفِ أَعْدَائِهِ، إِنَّهُ وَلِی حَمِید؛ خداوند را حمد و سپاسی میگوییم که ما را در زمره سعادت مندان از دوستانش جای دهد و در صف شهیدانی درآورد که با شمشیر دشمنانش شربت شهادت نوشیدند، او سرپرستی است ستوده».
آن حضرت دو افتخار بزرگ را از خداوند طلب میکند، افتخار قرار گرفتن در صف سعادتمندان از اولیاء اللّه و افتخار قرار گرفتن در صف شهدایی که در میدان جهاد، با شمشیر دشمنان به افتخار شهادت رسیده اند.[10]
محبوب ترین قطره خون
در حدیثی که مرحوم صدوق در خصال آورده، امام سجّاد علی بن الحسین علیه السلام میفرماید: «مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ قَطْرَتَینِ قَطْرَةِ دَمٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَطْرَةِ دَمْعَةٍ فِی سَوَادِ اللَّیلِ لَا یرِیدُ بِهَا عَبْدٌ إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَجَلّ؛ هیچ قطرهای در پیشگاه خداوند متعال از دو قطره محبوب تر نیست: قطره خونی که در جهاد فی سبیل اللّه ریخته شود و قطره اشکی که در تاریکی شب [از چشم مؤمنی] سرازیر گردد، درحالی که جز خدا را در نظر نداشته باشد».[11]
شفاعت شهید
از مجموع روایاتی که از منابع شیعه و اهل سنت نقل شده - و این روایات بسیار زیاد است - استفاده میشود که شهیدان راه خدا از شفیعانند و در قیامت برای گنهکارانی که زمینههای شفاعت در آنها موجود است، شفاعت میکنند.[12]چنانکه در حدیثی از پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم میخوانیم: «یشْفَعُ یوْمَ الْقِیامَةِ ثَلَاثَةٌ: الْأَنْبِیاءُ، ثُمَّ الْعُلَمَاءُ، ثُمَّ الشُّهَدَاءُ؛ روز قیامت نخست انبیاء شفاعت میکنند سپس علما، و بعد از آنها شهداء».[13]
از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل شده: «یؤْذَنُ لِلْمَلَائِکةِ وَالنَّبِیینَ وَالشُّهَدَاءِ أَنْ یشْفَعُوا؛ در آن روز به فرشتگان و انبیاء و شهداء اجازه داده میشود که شفاعت کنند».[14]
حتی در حدیثی از همان حضرت صلّی الله علیه وآله وسلّم آمده است که: «یشفعُ الشهیدُ فی سبعینَ من أهلِ بیتهِ؛ شفاعت شهید درباره هفتاد نفر از خانواده اش پذیرفته میشود».[15]
و در حدیث دیگری که مرحوم «علامه مجلسی» در «بحار الأنوار» آورده، شفاعت آنها درباره هفتاد هزار نفر پذیرفته میشود: «وَیشَفَّعُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ فِی سَبْعِینَ أَلْفاً مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ وَجِیرَتِه؛ در قیامت هر یک از شهیدان هفتاد هزار نفر از خاندان و همسایگان خود را شفاعت میکند».[16]
همچنین امیر مؤمنان علیه السلام میفرماید: پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم سوگند یاد کرد و فرمود: «فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَوْ کانَ الْأَنْبِیاءُ عَلَی طَرِیقِهِمْ لَتَرَجَّلُوا لَهُمْ لِمَا یرَوْنَ مِنْ بَهَائِهِمْ وَیشْفَعُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِینَ أَلْفاً مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ وَجِیرَتِهِ؛ سوگند به کسی که جانم در دست او است، که وقتی شهیدان وارد عرصه محشر میشوند، اگر پیامبران در مسیر آنها سوار بر مرکب باشند پیاده میشوند، به خاطر نور و ابهت آنان و هر یک از آنها هفتاد هزار نفر را از خاندان و همسایگان خود شفاعت میکند».[17]
با توجه به اینکه عدد هفتاد، و هفتاد هزار، هر دو از اعداد تکثیر است منافاتی بین این روایات نیست.[18]
برترین مرگ ها
امام علی علیه السلام به نکته مهم و پرارزشی اشاره فرموده، میگوید: «إِنَّ أَکرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَالَّذِی نَفْسُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ بِیدِهِ، لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّیفِ أَهْوَنُ عَلَی مِنْ مِیتَةٍ عَلَی الْفِرَاشِ فِی غَیرِ طَاعَةِ اللَّهِ؛ به یقین بهترین مرگ شهادت [در راه خدا] است، سوگند به آن کس که جان فرزند ابو طالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسان تر است تا مرگ در بستر، در غیر طاعت خدا».[19]
معنای این سخن آن نیست که احساس درد و رنج ضربات شمشیر را نمیکنم آن گونه که بعضی از شارحان «نهج البلاغه» پنداشته اند، بلکه منظور این است از نظر معنوی و ارزشی سزاوار است که انسان به استقبال ضربات شمشیرها برود و در بستر، به مرگ طبیعی نمیرد؛ زیرا افتخار شهادت، انسان را آماده تحمّل رنجها میکند.
البتّه اگر انسان در بستر بمیرد و در مسیر طاعت حق باشد، از روایات اسلامی استفاده میشود که حکم شهادت را دارد و این همان چیزی است که در آخر عبارت، امام علیه السلام به آن اشاره کرده است.[20]
حیات برزخی شهدا
جمعی از افراد سست ایمان بعد از حادثه اُحد مینشستند و بر دوستان و بستگان خود که در احد شهید شده بودند، تأسف میخوردند که چرا آنها مردند و نابود شدند، مخصوصاً هنگامی که به نعمتی میرسیدند و جای آنها را خالی میدیدند بیشتر ناراحت میشدند، با خود میگفتند ما این چنین در ناز و نعمتیم، اما برادران و فرزندان ما در قبرها خوابیده اند و دستشان از همه جا کوتاه است.
این گونه افکار و این گونه سخنان علاوه بر این که نادرست بود و با واقعیت تطبیق نمیکرد، در تضعیف روحیه بازماندگان بیاثر نبود.
آیات 169 تا 171 سوره آل عمران، خط بطلان بر این گونه افکار کشیده و مقام، شامخ و بلند شهیدان را یاد کرده است و میگوید: «لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً * بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ».[21] در اینجا روی سخن فقط به پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم است تا دیگران حساب خود را بکنند؛ میگوید: «ای پیامبر! هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شدند مرده اند؛ بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان مُتَنَعّم هستند».[22]
منظور از حیات و زندگی در این آیه شریفه، همان حیات و زندگی برزخی است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند، نه زندگی جسمانی و مادی. گرچه زندگی برزخی، اختصاصی به شهیدان ندارد، بسیاری دیگر از مردم نیز دارای حیات برزخی هستند،[23] ولی از آنجا که حیات شهیدان یک حیات فوق العاده عالی و آمیخته با انواع نعمتهای معنوی است و به علاوه موضوع سخن، در آیه آنها هستند، تنها نام از آنها برده شده است. آنها به قدری غرق مواهب حیات معنوی هستند که گویا زندگی سایر برزخیان در مقابل آنها چیزی نیست.
سپس به گوشهای از مزایا و برکات فراوان زندگی برزخی شهیدان اشاره کرده و میفرماید: «فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ آنها به خاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است خوشحالند».[24]
یکی دیگر از خوشحالی آنها به خاطر برادران مجاهد آنهاست که در میدان جنگ شربت شهادت ننوشیده اند و به آنها ملحق نشده اند زیرا مقامات و پاداشهای آنها را در آن جهان به خوبی میبینند و از این رو مستبشر و شاد میشوند، همان طور که قرآن میگوید: «وَیسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ؛ شهیدان راه خدا به کسانی که هنوز پشت سر آنها قرار دارند و به آنان ملحق نشده اند بشارت میدهند»[25] و به دنبال آن میفرماید: «أَلَّا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلا هُمْ یحْزَنُونَ؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت».[26] یعنی شهیدان احساس میکنند که برادران مجاهد آنها، پس از مرگ، هیچ گونه اندوهی نسبت به آنچه در دنیا گذارده اند ندارند و نه هیچ گونه ترسی از روز رستاخیز، و حوادث وحشتناک آن.
این جمله، تفسیر دیگری هم ممکن است داشته باشد و آن اینکه شهیدان علاوه بر اینکه با مشاهده مقامات برادران مجاهدی که به آنها ملحق نشده اند خوشحال میشوند، خودشان هم هیچ گونه ترسی از آینده و غمی از گذشته ندارند.
آیه 171 سوره آل عمران: «یسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ؛ و [نیز] از نعمت خدا و فضل او نسبت به خودشان خوشحال و مسرور میشوند». در حقیقت تأکید و توضیح بیشتری درباره بشارتهایی است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت میکنند، آنها از دو جهت خوشحال و مسرور میشوند:
نخست از این جهت که نعمتهای خداوند را دریافت میدارند، نه تنها نعمتهای او بلکه فضل او که همان افزایش و تکرار نعمت است نیز شامل حال آنها میشود.
دیگر اینکه آنها میبینند که خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند، نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینی که شربت شهادت ننوشیدند: «وَأَنَّ اللَّهَ لا یضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ؛ و [می بینند که] خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند [نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند]».[27] در حقیقت آنچه را قبلاً شنیده بودند در آنجا آشکار میبینند.[28]
پاداش شهیدان
روایت زیر نمونه روشنی از احترامی است که اسلام برای شهداء قائل شده است.
هنگامی که امیر مؤمنان علی علیه السلام مشغول خطبه بود و مردم را تشویق به جهاد میکرد، جوانی برخاست و عرض کرد: ای امیر مؤمنان! فضیلت جنگ جویان در راه خدا را برای من تشریح کن.
امام در پاسخ فرمود: من بر مرکب پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوه ذات السلاسل برمی گشتیم همین سؤالی را که تو از من نمودی من از پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم کردم.
پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: هنگامی که جنگ جویان، تصمیم بر شرکت در میدان جهاد میگیرند، خداوند آزادی از آتش دوزخ را برای آنها مقرر میدارد.
و هنگامی که سلاح برمی دارند و آماده میدان میشوند، فرشتگان به وجود آنها افتخار میکنند.
و هنگامی که همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظی میکنند، از گناهان خود خارج میشوند... از این موقع آنها هیچ کاری نمیکنند مگر این که پاداش آن، مضاعف میگردد و در برابر هر روز پاداش عبادت هزار عابد برای آنها نوشته میشود ... و هنگامی که با دشمنان روبرو میشوند، مردم جهان، نمیتوانند میزان ثواب آنها را درک کنند.
و هنگامی که گام به میدان برای نبرد بگذارند و نیزهها و تیرها رد و بدل شود، و جنگ تن به تن شروع گردد، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را میگیرند و از خدا تقاضا میکنند که در میدان، ثابت قدم باشند. در این هنگام منادی صدا میزند: «الْجَنَّةُ تَحْتَ ظِلَالِ السُّیوف؛ بهشت در سایه شمشیرها است»، در این هنگام ضربات دشمن بر پیکر شهید، ساده تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است.
و هنگامی که شهید از مرکب فرومی غلطد، هنوز به زمین نرسیده، حوریان بهشتی به استقبال او میشتابند و نعمتهای بزرگ معنوی و مادی که خدا برای او فراهم ساخته است، برای او شرح میدهند.
و هنگامی که شهید بروی زمین قرار میگیرد، زمین میگوید: آفرین بر روح پاکیزهای که از بدن پاکیزه پرواز میکند، بشارت باد بر تو، «فَإِنَّ لَک مَا لَا عَینٌ رَأَتْ وَلَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَلَا خَطَرَ عَلَی قَلْبِ بَشَرٍ؛ نعمتهایی در انتظار توست که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب هیچ انسانی خطور نکرده است» و خداوند میفرماید: من سرپرست بازماندگان اویم، هر کس آنها را خشنود کند، مرا خشنود کرده است و هر کس آنها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است....[29]
آمرزش و رحمت
خداوند در برابر افکار پستی که چند روز زندگی و ثروت اندوزی را بر افتخار جهاد و شهادت مقدم میداشتند، میفرماید: «وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ؛ [تازه] اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید [زیان نکرده اید زیرا] آمرزش و رحمت خدا از تمام آن چه آنها [در طول عمر خود] جمع آوری میکنند بهتر است».[30] خداوند در این آیه میگوید: آنچه را شما از طریق شهادت یا مردن در راه خدا به دست میآورید بهتر است از آنچه کافران از راه زندگی نکبت بار و آمیخته با شهوات و دنیاپرستی خویش جمع آوری میکنند.
از همه گذشته مرگ به معنی فنا و نابودی نیست که این قدر از آن وحشت دارید! بلکه دریچهای است به سوی زندگانی دیگری در سطحی بسیار وسیع تر و آمیخته با ابدیت: «وَلَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَی اللَّهِ تُحْشَرُون؛ اگر بمیرید و یا کشته شوید به سوی خدا بازمی گردید».[31]
رزق حسن
خداوند در آیه 58 سوره حج میگوید: «وَالَّذِینَ هاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَیرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیرُ الرَّازِقِینَ؛ کسانی که در راه خدا هجرت کردند، سپس شربت شهادت نوشیدند و یا به مرگ طبیعی از دنیا رفتند، خداوند به همه آنها روزی نیکویی میدهد، و از نعمتهای ویژهای برخوردار میکند چرا که او بهترین روزی دهندگان است».
بعضی از مفسران گفته اند: «رزق حسن»، اشاره به نعمتهایی است که وقتی چشم انسان به آن میافتد، چنان مجذوب میشود که نمیتواند دیده از آن برگیرد و به غیر آن نگاه کند، و تنها خدا قدرت دارد که چنین روزی را به کسی دهد.
و در آیه بعد نمونهای از این رزق حسن را بازگو کرده میگوید: «لَیدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلاً یرْضَوْنَهُ؛ خداوند آنها را در محلی وارد میکند که از آن راضی و خشنود خواهند بود».[32]
خداوند در جهان دیگر، شهدا را در منزل و مأوایی جای میدهد که از هر نظر مورد رضایت آنهاست، و به این ترتیب ایثار و فداکاری آنان را به عالی ترین وجه جبران میکند.[33]
سخن آخر: (اهمیت آیین بزرگداشت شهدا)
احیای روح شکرگزاری در جامعه و ارج نهادن و تقدیر و سپاس از آنها که با فداکاری و شهادت، در طریق پیشبرد اهداف اجتماعی خدمت کرده اند، یک عامل مهم حرکت و شکوفایی و پویایی جامعه است.
وقتی میبینیم همه سال و هر ماه بلکه هر روز، خاطره شهیدان انقلاب زنده میشود و بر آنها درود میفرستند و به تمام کسانی که به آنها منسوبند احترام میگذارند و به خدماتشان ارج مینهند، این خود سبب میشود که عشق و علاقه به فداکاری در دیگران پرورش یابد و سطح فداکاری مردم بالاتر رود، و به تعبیر قرآن شکر این نعمت باعث فزونی آن خواهد شد، و از خون یک شهید هزاران مجاهد میروید و مصداق زنده «لَأَزِیدَنَّکم؛ بر شما خواهم افزود»[34] میشود.[35]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منابع:
1. تفسیر نمونه
2. پیام امام امیر المومنین علیه السلام
[1] «[اى پيامبر] هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده اند مردگانند، بلكه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند». (سورۀ آل عمران، آیه169).
[2] تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۴۰۵.
[3] كافی (ط - الإسلامية)، ج2، ص348، ح4؛ (پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج۱۵، ص۷۰۲.
[4] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج11، ص154.
[5] نهج البلاغه، خطبۀ171.
[6] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج6، ص478.
[7] همان، ج2، ص54.
[8] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل (ط - قم)، ج11، ص13، ح12295؛ (پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج11، ص154).
[9] مجموعة ورام (ط - قم)، ج2 ، ص121؛ (تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۴۰۸).
[10] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج۲، ص۱۲۸.
[11] خصال (ط - قم)، ج1، ص50، ح60؛ (عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج۳، ص۴۳۴).
[12] تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۵۷.
[13] سنن ابن ماجه (ط - قاهره)، ج2، ص1443، ح4313.
[14] مسند احمد (ط - الرساله)، ج34، ص90، ح20440.
[15] سنن ابى داود (ط - دمشق)، ج4، ص176، ح2522.
[16] صحيفة امام رضا عليه السّلام (ط - مشهد)، ص93، ح21؛ (تفسير نمونه، ج25، ص258).
[17] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج97، ص14، ح27؛ (تفسير نمونه، ج21، ص407).
[18] تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۵۸.
[19] نهج البلاغه، خطبۀ 123.
[20] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج5، ص247.
[21] آل عمران، آیه169.
[22] همان.
[23] به گفته بعضى از محققين: حيات برزخى براى دو دسته است نيكوكارانى كه در درجه عالى هستند و بدكارانى كه فوق العاده وضع بدى دارند.
[24] آل عمران، آیه170.
[25] آل عمران، آیه170. استبشار به معنى خوشحال شدن بر اثر دريافت بشارت يا مشاهده نعمتى براى خود يا دوستان است و به معنى بشارت دادن نيست.
[26] آل عمران، آیه170.
[27] آل عمران، آیه171.
[28] تفسير نمونه، ج3، ص171.
[29] مجمع البيان (ط - بیروت)، ج2، ص400، ذیل آیه171 سورۀ آل عمران، (با تلخیص)؛ (تفسير نمونه، ج3، ص173).
[30] آل عمران، آیه157.
[31] آل عمران، آیه158؛ (تفسير نمونه، ج3، ص138).
[32] حج، آیه59.
[33] تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۴۹.
[34] ابراهیم، آیه7.
[35] تفسير نمونه، ج10، ص283.









