در آیات متعدّدی از قرآن مجید، بر لزوم زنده نگه داشتن یاد پیامبران الهی و شخصیتهای برجسته تاریخ و بازگویی سرگذشت عبرتانگیز و درسآموز آنان تأکید شده است.[1]
ازاینرو میبینیم امامان معصوم علیهم السلام در زنده نگه داشتن یاد و نام شهیدان کربلا، به عنوان کاملترین الگوهای فداکاری و ایثار در راه نجات امّت، به خصوص سالار شهیدان اباعبداللَّه الحسین علیه السلام در مناسبتهای مختلف سعی و تلاش فراوانی نمودند و هیچ فرصتی را در زنده نگه داشتن یادشان فروگذار نکردند.[2]
امامان اهل بیت علیهم السلام در تلاش برای زنده نگهداشتن یاد امام حسین علیه السلام، از شیوههای گوناگونی استفاده میکردند.[3]
برپایی مجالس سوگواری
علقمه حضرمی نقل میکند که امام باقر علیه السلام در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام در خانهاش اقامه عزا میکرد.
«... ثُمَّ لْینْدُبِ اَلْحُسَینَ علیه السلام وَیبْکیهِ وَیأْمُرُ مَنْ فِی دَارِهِ مِمَّنْ لاَ یتَّقِیهِ بِالْبُکاءِ عَلَیهِ ... وَلْیعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصَابِهِمْ بِالْحُسَینِ علیه السلام؛ امام باقر علیه السلام بر امام حسین میگریست و به افرادی که در خانه بودند و از آنان تقیه نمیکرد، میفرمود: بر آن حضرت سوگواری کنند... و به آنان میفرمود در مصیبت حسین علیه السلام به یکدیگر تسلیت بگویند».[4]
امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش به نام «فضیل» فرمود: آیا تشکیل مجلس میدهید و با یکدیگر [پیرامون معارف دینی و فضایل اهل بیت علیهم السلام] گفتگو میکنید؟ فضیل پاسخ داد: آری.
امام علیه السلام فرمود: «إِنَّ تِلْک اَلْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا، فَأَحْیوا أَمْرَنَا، فَرَحِمَ اَللَّهُ مَنْ أَحْیا أَمْرَنَا؛ چنین مجالسی را دوست میدارم، مکتب ما را زنده نگه دارید، خداوند رحمت کند کسی را که مکتب ما را احیا کند».[5]
یادآوری مصائب آن حضرت
در حدیثی میخوانیم امام صادق علیه السلام به داود رقّی فرمود: «إِنِّی مَا شَرِبْتُ مَاءً بَارِداً، إِلاَّ وَذَکرْتُ اَلْحُسَینَ علیه السلام؛ من هرگز آب سرد ننوشیدم، مگر این که به یاد امام حسین علیه السلام افتادم».[6]
در روایتی دیگر میخوانیم وقتی که منصور دوانیقی درِ خانه امام صادق علیه السلام را آتش زد، آن حضرت در منزل حضور داشت و آتش را خاموش کرده و دختران و بانوان وحشت زدهاش را آرام نمود. فردای آن روز تعدادی از شیعیان برای احوالپرسی خدمت امام علیه السلام شرفیاب شدند. امام علیه السلام را گریان و اندوهگین یافتند؛ پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا به دلیل گستاخی و بیحرمتی آنان نسبت به شما است؟ امام علیه السلام پاسخ داد: «لا، وَلکنْ لَمَّا أَخَذَتِ النَّارُ ما فِی الدِّهْلِیزِ نَظَرْتُ إِلی نِسائِی وَبَناتِی یتَراکضْنَ فِی صَحْنِ الدَّارِ مِنْ حُجْرَةٍ إِلَی حُجْرَةٍ وَمِنْ مَکانٍ إِلی مَکانٍ هذا وَأَنَا مَعَهُنَّ فِی الدَّارِ فَتَذَکرْتُ فِرارَ عِیالِ جَدِّی الْحُسَینِ علیه السلام یوْمَ عاشُورا مِنْ خَیمَةٍ إلی خَیمَةٍ وَمِنْ خِباءٍ إلی خِباءٍ؛ هرگز برای این گریه نمیکنم، بلکه گریه من برای این است که وقتی آتش زبانه کشید، دیدم بانوان و دختران من از این اطاق به آن اطاق و از اینجا به آنجا پناه میبرند، با اینکه [تنها نبودند و] من نزدشان حضور داشتم، با دیدن این صحنه به یاد بانوان جدّم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم که از خیمهای به خیمه دیگر و از پناهگاهی به پناهگاه دیگر فرار میکردند [و مردان آنها همه شهید شده بودند]».[7]
آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: «مَنْ ذَکرَنَا أَوْ ذُکرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَینِهِ مِثْلُ جَنَاحِ اَلذُّبَابِ غَفَرَ اَللَّهُ ذُنُوبَهُ؛ هر کس که [مصائب] ما را یاد آورد و یا نزد او از ما یادی شود و اشک از دیدگانش سرازیر گردد، هرچند اندک باشد، خداوند گناهانش را بیامرزد».[8]
گریستن و گریاندن
از مؤثّرترین تدابیر ائمّه اطهار علیهم السلام برای احیای نهضت عاشورا، گریه بر امام حسین علیه السلام است. امام سجّاد علیه السلام در طول دوران امامتش پیوسته سوگوار قصّه عاشورا بود و در این مصیبت آن قدر گریست که از «بکائین عالم» [بسیار گریه کنندگان] لقب داده شد.[9]
آن حضرت میفرمود: «إِنِّی لَمْ أَذْکرْ مَصْرَعَ بَنِی فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِی اَلْعَبْرَةُ؛ هر زمان که به یاد قتلگاه فرزندان فاطمه (کربلا) میافتم، اشک گلوگیرم میشود».[10]
گریههای امام علیه السلام که در هر مناسبتی به آن اقدام میکردند، باعث بیداری عمومی و مانع از فراموش شدن نام و یاد شهیدان عاشورا شد.
امامان بزرگوار شیعه نه تنها خود در عزای سالار شهیدان میگریستند، بلکه همواره مردم را به گریستن بر امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب میکردند.
در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است: «فَعَلَی مِثْلِ اَلْحُسَینِ فَلْیبْک اَلْبَاکونَ فَإِنَّ اَلْبُکاءَ عَلَیهِ یحُطُّ اَلذُّنُوبَ اَلْعِظَامَ؛ پس بر همانند حسین علیه السلام باید گریه کنندگان گریه کنند، چرا که گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را میریزد».[11]
به موازات ثوابهای عظیمی که برای گریستن در روایات آمده است، برای گریاندن و حتّی «تباکی» )حالت گریه به خود گرفتن(، ثوابهای زیادی ذکر شده است.
در روایتی در ارتباط با گریه بر مظلومیت اهل بیت علیهم السلام میخوانیم: «مَنْ بَکی وَأَبْکی وَاحِداً فَلَهُ اَلْجَنَّةُ وَمَنْ تَبَاکی فَلَهُ اَلْجَنَّةُ؛ هر کس بگرید و [حتّی] یک تن را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد پاداش او بهشت است».[12]
امام رضا علیه السلام فرمود: «مَنْ کانَ یوْمُ عَاشُورَاءَ یوْمَ مُصِیبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَبُکائِهِ جَعَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یوْمَ اَلْقِیامَةِ یوْمَ فَرَحِهِ وَسُرُورِهِ؛ هر کس که روز عاشورا را روز مصیبت و اندوه و گریه قرار دهد، خداوند روز قیامت را برای وی روز شادی و سرور قرار خواهد داد».[13]
تشویق شاعران به مرثیهسرایی
شاعرانی که مصائب امام حسین علیه السلام را به شعر درآورده و در مجالس و محافل میخواندند، همواره مورد لطف خاصّ و عنایت ویژه ائمّه معصومین علیهم السلام قرار داشتند. شعرای بنامی چون «کمَیت اسدی»، «دِعبل خُزاعی»، «سید حِمْیری» و... با تشویق ائمّه اطهار علیهم السلام از موقعیتهای اجتماعی بلندی در بین مردم برخوردار بودند.
هارون مکفوف -یکی از یاران امام صادق علیه السلام- میگوید: به محضر آن حضرت شرفیاب شدم. فرمود: «برایم مرثیه بخوان». برایش خواندم. فرمود: «لاَ کمَا تُنْشِدُونَ وَکمَا تُرْثِیهِ عِنْدَ قَبْرِهِ؛ اینگونه نمیخواهم، آنگونه که در کنار قبر آن حضرت علیه السلام مرثیه میخوانید، بخوان». من خواندم:
«اُمْرُرْ عَلَی جَدَثِ اَلْحُسَینِ فَقُلْ لِأَعْظُمِهِ اَلزَّکیةِ»
از کنار قبر حسین علیه السلام گذر کن و به آن استخوانهای پاک او بگو».
دیدم آن حضرت به گریه افتاد، سکوت کردم. ولی فرمود: ادامه بده. ادامه دادم.
فرمود: «باز هم بخوان» خواندم تا به این بیت رسیدم:
«یا مَرْیمُ قُومِی وَاُنْدُبِی مَوْلاَک وَعَلَی اَلْحُسَینِ فَأَسْعِدِی بِبُکاک»
ای مریم! برخیز و بر مولای خود ندبه کن و با گریه ات بر حسین علیه السلام، رستگاری طلب کن».
دیدم امام صادق علیه السلام گریه کرد و بانوان، شیون سر دادند. وقتی آرام شدند، حضرت فرمود: «یا بَا هَارُونَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَینِ فَأَبْکی عَشَرَةً فَلَهُ اَلْجَنَّةُ؛ ای ابوهارون! هر کس بر امام حسین علیه السلام مرثیه بخواند و ده نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است».[14]
از دِعبل خُزاعی -شاعر معروف اهل بیت علیهم السلام- نقل شده است که، من در ایام شهادت امام حسین علیه السلام به محضر امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم. دیدم آن حضرت محزون و اندوهگین نشسته و یارانش نیز گرد آن حضرت نشستهاند. هنگامی که مرا دید فرمود: «خوش آمدی ای دعبل! آفرین بر کسی که با دست و زبانش ما را یاری میکند!».
سپس در کنار خویش برای من جا باز کرد و مرا کنارش نشاند. آن گاه به من فرمود: «ای دعبل! دوست دارم امروز برای ما مرثیه بخوانی؛ چرا که این ایام روزهای اندوه ما اهل بیت علیهم السلام و ایام شادمانی دشمنان ما -به ویژه بنی امیه- است». سپس امام علیه السلام مطالبی را در پاداش گریه کردن و گریاندن در مصیبت اهل بیت علیهم السلام به خصوص مصائب امام حسین علیه السلام بیان کرد.
آن گاه امام رضا علیه السلام برخاست و پردهای میان ما و حرم سرای خویش زد و خانواده اش را پشت پرده نشاند، تا آنان نیز برای مصیبت جدّشان امام حسین علیه السلام گریه کنند.[15] سپس به دعبل فرمود اشعار خود را بخوان. او نیز مرثیهای را در ماتم امام حسین علیه السلام و اهل بیتش خواند که قسمتی از آن چنین است:
«أَفاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَینَ مُجَدَّلًا وَقَدْ ماتَ عَطْشاناً بِشَطِّ فُراتِ
إِذاً لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فاطِمُ عِنْدَهُ وَأَجْرَیتِ دَمْعَ الْعَینِ فِی الْوَجَناتِ
أَفاطِمُ قُومِی یا ابْنَةَ الْخَیرِ وَانْدُبِی نُجُومَ سَماواتٍ بِأَرْضِ فَلاتِ
بَناتُ زِیادٍ فِی الْقُصُورِ مَصُونَةْ وَآلُ رَسُولِ اللَّهِ مُنْهَتِکاتِ
وَآلُ زِیادٍ فِی الْحُصُونِ مَنِیعةٌ وَآلُ رَسُولِ اللَّهِ فِی الْفَلَواتِ
سَأَبْکیهِمْ ما ذَرَّ فِی الْأَرْضِ شارِقُ وَنادی مُنادِی الْخَیرِ لِلصَّلَواتِ
وَمَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ حانَ غُرُوبُها وَبِاللَّیلِ أَبْکیهِمْ وَ بِالْغَدَواتِ
ای فاطمه! اگر پیکر به خاک و خون غلطیده حسین را که تشنه کام کنار شطّ فرات به شهادت رسیده به خاطر آوری در آن هنگام ای فاطمه کنار آن پیکر، به چهره ات طپانچه میزنی و اشک چشمانت را بر رخسارت سرازیر میسازی ای فاطمه ای دختر بهترین مردم، برخیز! و بر ستارگان آسمانها در آن صحرای خشک ناله بزن [چرا گریان نباشم وقتی که به خاطر آورم] دختران زیاد در قصرهای خویش در امانند؛ ولی حریم خاندان رسول خدا دریده شده است. درحالیکه آل زیاد در دژهای محکمی آسودهاند، فرزندان رسول خدا در صحراهای خشک و سوزان سرگردانند. آری! تا آن زمان که خورشید در عالم پرتو افشانی میکند و ندای مؤذّنی برای نماز بلند است و مادامی که خورشید طلوع و غروب میکند و به هنگام شبانگاهان و صبحگاهان بر آنان میگریم».[16]
نمونه دیگر سرودن اشعاری توسّط کمیت اسدی در محضر امام باقر علیه السلام در رثای شهیدان کربلاست.[17] فرزند کمیت -شاعر معروف اهل بیت- از پدرش نقل میکند که گفت: من روزی خدمت مولایم امام باقر علیه السلام رسیدم؛ عرض کردم که ای فرزند رسول خدا، من ابیاتی مخصوص شما اهل بیت گفتهام، اجازه میدهید بخوانم؟ فرمود: بخوان. من شروع کردم به خواندن این اشعار:
«أَضْحَکنِی اَلدَّهْرُ وَأَبْکانِی وَاَلدَّهْرُ ذُو صَرْفٍ وَأَلْوَانٍ
لِتِسْعَةٍ بِالطَّفِّ قَدْ غُودِرُوا صَارُوا جَمِیعاً رَهْنَ أَکفَانِی
روزگار گاهی مرا به خنده آورده، و گاهی گریانده است؛ چراکه روزگار پیوسته در حال دگرگونی است.
برای نه نفر در طف (ساحل فرات) که پس از کشته شدن، در بیابان رها شدند و همه در کفنها به ودیعه گذاشته شدند، گریه میکنم».[18]
امام با شنیدن آن، اشکش جاری شد و صدای گریه کنیزکی نیز از پشت پرده شنیده شد. امام علیه السلام پس از آن در حقّ کمیت دعا کردند.[19]
اهمّیت به تربت امام حسین علیه السلام
دشمنان اسلام از بنی امیه و بنی عبّاس با تمام توان، تلاش میکردند تا قیام امام علیه السلام و یاران پاکباخته اش به دست فراموشی سپرده شود و مردم از آن سخنی نگویند و حتّی اثری از قبر آن امام همام به جای نماند.
از این رو، برخی از خلفای عبّاسی بارها به ویران کردن قبر آن حضرت اقدام کردند.[20] ولی از آن سو ائمّه اطهار علیهم السلام در هر فرصتی برای مقابله با این جریان به پا خواستند و تربت آن حضرت را قطعهای از خاک بهشت، مایه شفای دردها، و موجب برکت زندگی دانستهاند.
در روایتی از امام موسی بن جعفر علیهما السلام میخوانیم: «لاَ تَأْخُذُوا مِنْ تُرْبَتِی شَیئاً لِتَبَرَّکوا بِهِ فَإِنَّ کلَّ تُرْبَةٍ لَنَا مُحَرَّمَةٌ إِلاَّ تُرْبَةَ جَدِّی اَلْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِ السلام فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ جَعَلَهَا شِفَاءً لِشِیعَتِنَا وَأَوْلِیائِنَا؛ از تربت من چیزی برای تبرّک برندارید، زیرا همه تربتها جز تربت جدّم امام حسین علیه السلام [خوردنش] حرام است، خداوند عزّ وجلّ آن را برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است!».[21]
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: «فِی طِینِ قَبْرِ اَلْحُسَینِ عَلَیهِ السلام شِفَاءٌ مِنْ کلِّ دَاءٍ وَهُوَ اَلدَّوَاءُ اَلْأَکبَرُ؛ در تربت قبر حسین علیه السلام شفای هر دردی است و آن بزرگترین دارو است».[22]
در حالات امام سجّاد علیه السلام آمده است که در پارچهای تربت امام حسین علیه السلام را نگه میداشت: «فَکانَ إِذَا حَضَرَتْهُ اَلصَّلاَةُ صَبَّهُ عَلَی سَجَّادَتِهِ وَسَجَدَ عَلَیهِ؛ هرگاه وقت نماز میرسید، آن [تربت] را روی سجّاده اش میریخت و بر آن سجده میکرد».[23]
مجموع روایاتی که در مورد تربت امام حسین علیه السلام وارد شده است، میرساند که استفاده از برکت آن تربت پاک، از نخستین روز ولادت، با بازکردن کام نوزاد با آن آغاز شده و تا واپسین لحظات حیات و قراردادن تربت در قبر، به پایان میرسد.[24] همچنین ساختن مهر و تسبیح با تربت کربلا و همراه داشتن آن و خوردن مقدار بسیار کمی -مثلًا به اندازه یک عدس در آب حل کند و بخورد- از آن به قصد شفا و باز کردن افطار در روز عید فطر با آن مورد ترغیب و توصیه ائمّه اطهار علیهم السلام بوده است.[25]
اهتمام ویژه به زیارت مرقد امام حسین علیه السلام
ائمّه اطهار علیهم السلام گذشته از آنکه خودشان به زیارت قبر امام حسین علیه السلام میرفتند، با بیان پاداشهای عظیم برای زیارت آن حضرت، شیعیان را برای رفتن به کربلا تشویق و بسیج میکردند و خاطره آن شهیدان پرافتخار را زنده نگه داشته، ضربات سنگینی را بر پیکر کفر و عناد و دشمنان اهل بیت علیهم السلام وارد میکردند.
از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است: «مَا مِنْ أَحَدٍ یوْمَ اَلْقِیامَةِ إِلاَّ وَهُوَ یتَمَنَّی أَنَّهُ مِنْ زُوَّارِ اَلْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِ السلام لِمَا یرَی مِمَّا یصْنَعُ بِزُوَّارِ اَلْحُسَینِ مِنْ کرَامَتِهِمْ عَلَی اَللَّهِ؛ هر کسی در روز قیامت، آرزو میکند که از زائران قبر امام حسین علیه السلام باشد، از فزونی آنچه از کرامت آنان [زائران قبر آن حضرت] نزد خداوند مشاهده میکند».[26]
همچنین از ایشان روایت شده است: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ یکونَ عَلَی مَوَائِدِ نُورٍ یوْمَ اَلْقِیامَةِ، فَلْیکنْ مِنْ زُوَّارِ اَلْحُسَینِ بْنِ عَلِی علیه السلام؛ هر کس دوست دارد روز قیامت در کنار سفرههای نور الهی بنشیند، باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد».[27]
حتّی در برخی از روایات زیارت مکرّر آن حضرت توصیه شده است.
امام ششم علیه السلام میفرماید: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ ینْظُرَ إِلَی اَللَّهِ یوْمَ اَلْقِیامَةِ وَتَهُونَ عَلَیهِ سَکرَةُ اَلْمَوْتِ وَهَوْلُ اَلْمُطَّلَعِ فَلْیکثِرْ زِیارَةَ قَبْرِ اَلْحُسَینِ عَلَیهِ السلام؛ هر کس دوست دارد در قیامت نظر به رحمتهای الهی کند و سختی جانکندن بر او آسان شود و هول و هراس قیامت از او برطرف گردد، مرقد امام حسین علیه السلام را بسیار زیارت کند».[28]
سخن آخر
بی تردید، احیای نام و یاد این مردان بزرگ، الهام بخش بوده و به زندگی انسانها جهت میدهد و روح فداکاری و ایثار را زنده کرده و آدمی را در برابر مشکلات و حوادث سخت، مقاوم و استوار میسازد. ذکر این صالحان و طرح فضائل اخلاقی و روح حماسیشان باعث میشود که هر قوم و ملّتی به خصوص مسلمین از آنها الگو گرفته و به آنان تأسّی و اقتدا کنند.[29]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منبع:
عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها.
[1] ر.ک: مریم، آیات 41 و51 و54؛ سورۀ ص، آیۀ 45.
[2] عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها، ص49.
[3] همان، ص50.
[4] وسائل الشیعة (ط - قم)، ج14، ص509، ح19709.
[5] همان، ج12، ص20، ح15532؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص83).
[6] امالى صدوق (ط - تهران)، ص142، ح7.
[7] مجمع مصائب اهلالبیت (ط - بیروت)، ج1، ص48؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها، ص51).
[8] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج44، ص282، ح15؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها، ص83).
[9] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج12، ص264، ح27.
[10] همان، ج43، ص155، ح1.
[11] همان، ج44، ص284، ح17.
[12] همان، ج44، ص288،ح27؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص52).
[13] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج44، ص284،ح18؛ (عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص86).
[14] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج44، ص287،ح25؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص53).
[15] «ثُمَّ إِنَّهُ عَلَیْهِ السّلام نَهَضَ وَ ضَرَبَ سِتْراً بَیْنَنَا وَ بَیْنَ حَرَمِهِ وَ أَجْلَسَ أَهْلَ بَیْتِهِ مِنْ وَرَاءِ اَلسِّتْرِ لِیَبْكُوا عَلَى مُصَابِ جَدِّهِمُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السّلام». (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج45، ص257، ح15).
[16] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج45، ص257، ح15 (با اختصار)؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص65).
[17] عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص62.
[18] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج36، ص390، ح2؛ (کلیات مفاتیح نوین، ص۹۶۵).
[19] عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص62.
[20] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج45، ص390 بابى تحت عنوان «جور الخلفاء على قبره الشریف» درباره تلاش خلفاى جور براى تخریب قبر آن حضرت آمده است.
[21] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج57، ص157، ح25؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، ، رویدادها، پیامدها، ص54).
[22] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج57، ص154، ح12؛ (گفتار معصومین (علیهم السلام)، ج۲، ص۱۵۴).
[23] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج82 ، ص153، ح14.
[24] از امام صادق علیه السّلام روایت شده است: «حَنِّكُوا أَوْلاَدَكُمْ بِتُرْبَةِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السّلام؛ كام نوزادانتان را با تربت امام حسین علیه السّلام باز كنید». (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج98، ص124، ح24).
[25] ر.ک: وسائل الشیعة (ط - قم)، ج10، ص414، باب72 و ص408، باب70؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها، ص55).
[26] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج98، ص72، ح18.
[27] همان، ج98 ، ص72،ح19
[28] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج98، ص77، ح34؛ (عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص56).
[29] عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها، ص49.








